رشحه : دو كرت از حضرت ايشان استماع افتاد كه مىفرمودند كه سخن خواجه عبدالخالقست قدس اللّه « 1 » تعالى سره ، در شيخى را بند ، در يارى را گشاى ، در خلوت را بند ، در صحبت را گشاى و در كرت دوم اين ابيات از مثنوى خواندند « 2 » كه
حرفهآموزى طريقش فعلى است * علمآموزى طريقش قولى است
فقر خواهى آن بصحبت قائم است * نى زبانت كار مىآيد نه دست
رشحه : مىفرمودند كه بعضى اكابر دين رضوان اللّه عليهم « 3 » اجمعين ، چنين گفتهاند ، بعد از نماز ديگر ساعتى است كه بايد كه در آن « 4 » به بهترين اعمال مشغول باشند ، بعضى گفتهاند بهترين اعمال در آن ساعت محاسبه است و محاسبه آنست كه اوقات ساعت شب و روز را حساب كنند كه چند از « 5 » آن به طاعت صرف شده است و چند « 6 » به معصيت ، آنچه به طاعت « 7 » گذشته بر آن شكر گويند و آنچه به معصيت گذشته از آن استغفار كنند ، بعضى ديگر گفتهاند بهترين « 8 » اعمال آنست كه خود را بصحبت كسى رسانند « 9 » كه در صحبت وى از هرچه غير حق است سبحانه ملول شوند و بجناب حق سبحانه مايل و منجذب ، اهل تحقيق گفتهاند ، بهترين « 10 » اعمال آنست كه بهواسطه اشتغال به آن از غير حق سبحانه ملول شوند و به حق سبحانه مايل .
رشحه « 11 » : در اين « 12 » معنى كه صحبت اجنبى موجب فتور نسبت مىشود ، مىفرمودند - كه روزى فتورى بوقت شيخ ابو يزيد قدس سره راه « 13 » يافت ، فرمود بجوييد
هامش
( 1 ) - مى : قدس اللّه سره كه در ، مج ، چپ : قدس سره كه در
( 2 ) - مج ، : كه شعر : - مى :
كه مثنوى ، چپ : كه ابيات
( 3 ) - بر : رضوان اللّه عليهم چنين
( 4 ) - مى ، چپ : در آن ساعت به بهترين
( 5 ) - مى : كه چند آن
( 6 ) - مى : و چند كه به معصيت گذشته است و آنچه
( 7 ) - مى ، چپ : به طاعت صرف شده است بر آن
( 8 ) - مج : بهتر اعمال ، مى : گفتهاند كه بهترين
( 9 ) - بر : سانند ( كذا )
( 10 ) - مج : بهتر اعمال
( 11 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 12 ) - مج : در معنى كه
( 13 ) - بر : راه يافته بود فرمود كه بجوييد .