مىگفت كه من از هيچ كار خود اميدوار نيستم الا از يك كار كه بهغايت اميدوارم و آن آنست كه روزى در صحرائى خدمت شيخ زين الدين على كلا « 1 » كه از مشايخ بزرگ شيراز بود ، به طهارت مشغول بودند و من كلوخ استنجاء ايشان را به رخسارهاى « 2 » خود بسودم تا بدان استنجا كردند .
رشحه : هم از وى نقل كردند كه مىگفت اگر صورت درويشى را بر ديوارى « 3 » نقش كنند از پاى آن ديوار بادب مىبايد گذشت .
رشحه : مىفرمودند كه چون شبلى را ارادت اين طريق پيدا شد و پدر وى در آن فرصت حاكم واسط بود ، بر دست محمد خير كه از مشايخ وقت بود انابت آورد و توبه كرد ، محمد خير وى را پيش جنيد فرستاد ، صاحب كشف المحجوب گفته است كه اين فرستادن نه از آن جهت بود كه وى « 4 » از تربيت شبلى عاجز بود ليكن ادب جنيد نگاهداشت و شبلى نيز از خويشان جنيد بود ، « 5 » جنيد وى را هفت سال كسب فرمود و « 6 » گفت وجه آن را به رد مظالم كه در ايام حكومت از تو صادر شده است بازمىده ، بعد از آن هفت سال ديگر وى را به خدمت خلا جا و طهارتخانه بازداشت تا كلوخ استنجا و و آب طهارت اصحاب مهيا « 7 » ساخت ، بعد از چهارده سال وى را طريقه گفت و به رياضت امر فرمود .
رشحه : مىفرمودند كه سهل بن عبد الله تسترى قدس سره مدتى « 8 » مديد رياضات شاقه كشيد و بدوام ذكر اشتغال نمود به مرتبه كه روزى خون از دماغ وى روان شد ، هر قطره كه بر زمين چكيد نقش اللّه برآمد ، بعد از آنكه اينچنين مشغوليها كرده بود پيروى وى را به ياد داشت فرمود .
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : على كلال
( 2 ) - مى ، چپ : بر رخسارهاى
( 3 ) - مى : بر ديوار نقش
( 4 ) - مج : كه از تربيت
( 5 ) - مى : جنيد بود هفت سال او را كسب فرمود ، مج : چپ : جنيد بود ، جنيد هفت سال وى را كسب فرمود
( 6 ) - مى : ( و ) ندارد
( 7 ) - مى ، : چپ :
مهيا ساخت
( 8 ) - مى ، چپ : مدت مديد .