حضرت ايشان مىفرمودند كه شيخ ابو سعيد منعمى و توانگرى نيست كه از فوت « 1 » اين محصول او را تفاوتى نكند ، اما از آنجا كه كمال ادب و حرمت داشت او بود اين چنين كرد .
و هم در آن كتاب نوشتهاند كه در وقت فوت شيخ ابو سعيد حضرت ايشان فرمودند « 2 » كه در فوت خواجه علاء الدين غجدوانى عليهالرحمه ، خواجه ابو نصر پارسا قدس سره « 3 » وعظ گفتهاند و فرموده كه خواجه علاء الدين در همسايگى ما بودند « 4 » و ما در حمايت و عنايت بركت و همت ايشان بوديم ، اين زمان ايشان بجوار رحمت الهى رفتند اكنون محل ترس است شيخ ابو سعيد نيز در همسايگى ما « 5 » بودند و از جمله مستغفرين بودند و مادام كه در ميان جمعى « 6 » استغفار باشد بلا و عذاب مندفع است ، « 7 » استغفار آن نيست كه كسى به زبان استغفر اللّه گويد ، بلكه مىبايد كه همه اعمال و اقوال وى موجب « 8 » مغفرت باشد و اين عزيز كه از ميان ما رفت ازين قبيل بود ، جزاه « 9 » اللّه عنا خيرا .
وفات شيخ ابو سعيد شيخان « 10 » در شهور سنه اربع و تسعين و ثمانمائه بود و قبر وى در محله « 11 » كفشير در محوطه حضرت ايشانست .
شيخ بخشش
« 12 » رحمه اللّه تعالى : از درويشان و منتسبان خانواده شيخ عمر باغستانى بوده است و صاحب جذبات و احوال پسنديده .
حضرت ايشان مىفرمودند كه نوبت اول كه از سمرقند عزيمت هرات كردم ،
هامش
( 1 ) - چپ : كه از قوت اين حصول ، مى ، كه از قوت اين محصول ، بر : ( كه ) ندارد
( 2 ) - مى : فرمودهاند كه ، مج : مىفرمودند كه
( 3 ) - مى : قدس اللّه سره
( 4 ) - مى : ما بودهاند و
( 5 ) - مى : ( ما ) ندارد
( 6 ) - مى : ميان جمع
( 7 ) - مى : و استغفار
( 8 ) - بر : وى به موجب مغفرت
( 9 ) - بر ، مى : جزاء اللّه عنا خيرا
( 10 ) - بر : شيخيان
( 11 ) - بر :
در محل خواجه كفشير در محوطه ملايان حضرت ايشانست
( 12 ) - مج : شيخ بخش .