تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1912

مساهمون:

ص١٩١٢
3 . ابوطاهر محمد پسر على : او كه نمايندگى امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) داشت و از اين نظر قسمتى از وجوه و اموال را در اختيار داشت فريفتهء دنيا و متاع آن گرديد از تسليم آنها به محمد بن عثمان عمرى خوددارى نمود و خودش ادعاى وكالت و كفالت نمود ، مردم معتقد شيعه ، از اين عمل او تبرى و بيزارى جستند و او را مورد لعن و نفرت خود قرار دادند و توقيع نفرت و بيزارى از ساحت امام ( عج ) در مورد او بيرون آمد . 4 . حسين بن منصور حلاج : يكى ديگر از مدعيان بابيت مى باشد ، او در نامه اى كه به ابى سهل اسماعيل بن على نوبختى نوشته است ، چنين مىنگارد : من وكيل صاحب الزمان هستم او به گمان اين كه اعلام ادعاى وكالت آن هم ، از ارباب فضل و دانش مىتواند موقعيت او را تثبيت كند اقدام به نامه نگارى نمود ولى نتيجهء معكوس داشت چون در پاسخ جواب ريشخند و استهزاء آمد : " من در مقابل ادعاى بزرگى كه شما داريد ، كار بسيار سهل و ساده را از شما مى خواهم من علاقه‌مند جوارى و كنيزكان ماهروى خويش هستم ولى پيرى و سفيدى مو ، مانع وصلت مى گردد ناچارم هر روز موهايم را رنگ و خضاب كنم و درخواست عاجزانه دارم كه در مورد مشكى بودن رنگ موهاى من ، اقدام عاجلى به فرمائيد كه ممنون خواهم بود . او پس از رسيدن نامه دريافت كه ابو سهل ادعاى او را به سخريه گرفته است او به قم آمد و اعلام كرد كه او سفير و وكيل امام ( عج ) است مردم قم اعلاميهء او را پاره كردند و عمل او را به سخريه گرفتند او در بغداد به دستور مقتدر در اثر ادعاهاى غير مفهومى كه داشت ، كشته گرديد . ديگر مدعيان : از ديگر مدعيان بابيت مى توان شلمغانى معروف به " ابن العزافر " و ابوبكر : محمد بن احمد بغدادى و احمد بن هلال كرخى ( 1 ) و با طول فاصله زمانى 13 قرن بعد ديگر سيد محمد على باب را به شمار آورد كه تجارتخانه‌اى به نام باب و بابيت را بنا نهادند تا وسيلهء ارتزاق و كمر بسته بودن خود و گمراهى و ضلالت مردم را فراهم آورند و
هامش
1 . خورشيد پنهان از انتشارات مسجد صدريه ، مقاله نگارنده .