تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1909

مساهمون:

ص١٩٠٩
شاعرانى مانند : كثير ، سيد حميرى را بوجود آورد . و اين حقيقت مى رساند كه مردم ستمديده و محروم از نام " مهدى " به عنوان منجى و نجات بخش تلقى ذهنى و ادعائى داشتند و با استمداد از آن زمينه ، مى خواستند خود را از استيلاى حاكمان اموى ستمگر ، رهائى بخشند تنها با نام " مهدى " نه با داشتن خصوصيات و ويژگيهاى امام معصوم ( عليه السلام ) و رهبر راستين واقعى و الهى . كيسانيه معتقد بودند ظهور منجى ، در پايان هر دوره از ظلم و بيدادگرى و سختى جريان دارد . از اين رو ظلم و بى عدالتى موجود و فشار ناشى از آن ، موجب جذب مردم به ابن حنفيه و مناديان او گرديده است . نه احتساب حق و امامت واقعى و مراتب الهى و معنوى او ، در پاره اى از تواريخ و منابع اسلامى وجود دارد كه امام باقر ( عليه السلام ) افراد فداكارى را در مبارزه بر عليه پيروان محمد بن حنفيه و پسرش ابوهاشم بسيج نمود تا عليه دعاوى او ايستادگى نمايند . كه تفصيل آن در كتب " ملل و نحل " و كلام قديم و جديد مضبوط است . 2 . مهدى سفيانى : امويان مى گفتند وقتى علويان ، مهدى داشته باشد و عباسيان مهدى داشته باشند پس چرا ما مهدى نداشته باشيم ؟ از اين رو آنان نيز براى خود مهدى تراشيدند كه ملقب به " سفيانى " گشت . و اين پندار از آنجا نشأت گرفته بود كه وقتى حكومت خودكامهء اموى و روش بى بند و بار زندگى آنان انتظارات مسلمين را به خصوص پس از قتل عام كربلا ناكام گذاشت مسلمانان به تصور و انديشه در عقيده مهدويت پرداختند ، مهدى را رهبرى مىدانستند كه مستقيما به وسيله خدا هدايت مىشود و اين امر مخصوص شيعيان نبود جز شيعيان هم به آن توجه داشتند و اين موضوع خود ، تعميم و همگانى بودن مسئله مهدويت ميان تسنن و تشيع را نشان مىدهد . قتل عام كربلا و شهادت امام حسين ( عليه السلام ) تنها نوادهء باقيمانده پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ، خراب كردن خانه كعبه ، محاصرهء مدينه و تحميل مصائب روز افزون ، به كوفيان هوادار على ( عليه السلام ) زمينه‌هاى فكرى و زير بنائى و فعاليتهاى زير زمينى را براى قيام مهدى در افكار و