دامه لطف او ، بسكه بود بيكران * رنجه كند خاطرش ، رنج و غم ديگران
ياور مستضعفان ، دشمن مستكبران * منتظر مقدمش ، خاتم پيغمبران
مژده كه ايام غم ، باز به پايان رسيد * روز امام زمان ، نيمهء شعبان رسيد
در دل عشاق او ، شوق وصالى بود * نهضت ما را كنون ، اوج كمالى بود
امت پيروز را ، وه كه چه حالى بود * جاى شهيدان ما ، حيف كه خالى بود
مژده كه ايام غم ، باز به پايان رسيد * روز امام زمان ، نيمهء شعبان رسيد
11 . مهدى كيست ؟ / حسان
مهدى است آنكه نهضت قرآن به پا كند * مهدى است آنكه نيك و بد از هم جدا كند
مهدى است آنكه پرتو توحيد پاك را * در قلبهاى تيره و آلوده جا كند
مهدى است آنكه در شب ميلاد او خدا * او را به ( مرحبالك عبدى ) ندا كند
مهدى است آنكه حسن دلاراى احمدى * از چهرهء مبارك خود رو نما كند
مهدى است آنكه پرچم اسلام راستين * بر قلعه هاى محكم دشمن به پا كند
مهدى است آنكه كاخ عظيم ستمگرى * با يك نهيب خويش دچار فنا كند
مهدى است آنكه داد سراى نهائيش * بر پايه هاى عدل خدائى بنا كند
مهدى است آنكه چشمهء فياض علم را * بر تشنگان دانش و عرفان عطا كند
مهدى است آنكه از نظرى بر جمال او * هر دردمند غمزده كسب شفا كند
مهدى است آنكه مژده فجر طلوع خويش * از پايگاه كعبه به گوش آشنا كند
مهدى است آنكه دولت عدل جهانيش * حق عظيم عترت و قرآن ادا كند
مهدى است آنكه وقت نماز جماعتش * عيسى به صد نياز به او اقتدا كند
مهدى است آنكه تابش خورشيد طلعتش * قبر نهان فاطمه را برملا كند
برخيز و باز دامن لطفش ( حسان ) بگير * شايد كه از كرم به تو هم اعتنا كند
آن چنان كه گذشت شعر و زمزمههاى عاشقانه براى حضرت ولى عصر ( عج ) بيش از حد
تصور ، فراوان باشد و چون بناى ما بر اختصار مىباشد ، به چند گزينهء فوق بسنده گرديد .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1959
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٩٥٩