را در قرآن به ائمه تفسير مىكند از اين نظر است كه ائمه ، نمونه و مصداق كامل و بارز آن
هستند و شايد اطلاق تفسير در اين مورد به عنوان مجاز باشد زيرا اين نوع تفسير
تطبيق مفهوم نص ، بر بارزترين مصاديق آن است و اين امرى است كه رادع عقلى و نقلى
ندارد .
ويژگى ديگر تفاسير اهل بيت ( عليه السلام ) توجه به نيازهاى ارشادى و هدايتى قرآن مجيد
است اين كتاب شريف در راستاى هدايت و ارشاد مردم است استخراج عجائب و غرائب و
توجه به ابعاد مبهم و پيچيده و حمل آيات قرآن بر آن معانى و مفاهيم ، دور از شأن كتاب
هدايتى مى باشد و قرآن مجيد برنامهء هدايت و ارشاد پرهيزكاران مى باشد پس بيش از
جنبههاى ادبى ، بلاغى ، علمى ، طبى ، جغرافى و فلكى ، جنبه ارشادى و هدايتى قرآن
مد نظر است و اگر به آن علوم و فنون نيز توجه و عنايتى باشد بايد در مسير هدايت و
ارشاد و در راستاى زمينه سازى ارشاد و هدايت گردد و بس . ائمهء اطهار و پيشوايان
معصوم ( عليه السلام ) بيش از هر مسألة به اين بعد از ابعاد قرآن توجه داشته اند به مفهوم بارز * ( إن
هذا القرآن ، يهدى للتى هى اقوم ) * اين قرآن به راهى راست و محكم و استوار هدايت
كننده و راهنما است . از اينرو پيشوايان معصوم ( عليه السلام ) به اين مسير و راستا هدايتگر
بوده اند و بس .
3 . جدال به نيكى
در كتاب تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) در مورد جدال در دين آمده است
كه گفته شد پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، پيشوايان دين از آن نهى كرده اند . امام ( عليه السلام ) فرمود :
نهى از مجادلهء ، مطلق ، و در هر مورد نيست بلكه نهى از مجادله در جائى است كه به
نحو احسن و نيكو صورت نپذيرد آيا كلام خدا را نشنيده اى جايى كه مى فرمايد :
" ولا تجادلوا أهل الكتاب إلا بالتى هى أحسن " ( 1 ) و در جاى ديگر مى فرمايد : " أدع
إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة ، وجادلهم بالتى هى أحسن " ( 2 ) پس مجادله
هامش
1 . سوره عنكبوت آيه 45 .
2 . النحل آيه 126 .