است : « در وفا آمدى بهپاى تا وران به من آئى » ( 13 ) . وجه تمايز ديگر شريعت و طريقت در اين است كه درك هزار سال از « شريعت » در يك ساعت ميسر است ولى درك يك ساعت از حقيقت در هزار سال هم ممكن نيست 13 .
3 - اقسام معرفت و شناخت
تعدد نام براى شناخت و معرفت در طبقات از چنان تمايز و نگرشى پديد آمده است و پير هرات با تيزبينى و ذوق خاص خويش هركدام را نامى درخورد آن نهاده است مانند : معرفت استدلالى يا معرفت مزدوران ، معرفت احتجاجى يا معرفت خذلان يا عقلى ، معرفت واسطه يا معرفت مضطران . معرفت رجاآميز يا معرفت گدايان ، معرفت بيمآميز يا معرفت متنافران ، معرفت ناجوانمردان ، معرفت حسبتى يا معرفت افتانوخيزان ، معرفت عاريتى ، معرفت غرق در توحيد ، معرفت تقريرى ، معرفت تصديقى ، معرفت تحقيقى 14 .
پير هرات معرفت را « احاطت به عين چيز آنچنانكه آن است » تعريف كرده است و براساس اين تعريف آن را به سه درجه و مردم را در آن به سه گروه تقسيم كرده است : معرفت عامه ، معرفت عالم و معرفت خاصه ، كه هركدام مراحلى دارد مانند معرفت فطرى و معرفت دلالت و معرفت مشاهدت و معرفت تقرير و معرفت تصديق و معرفت تحقيق 15 .
معرفت عامه معرفت فطرى است و اين نخستين مرحله از معرفت و شناخت است و هرگاه اين معرفت با تفكر در شواهد و دلائل همراه شود به مرحلهى بالاترى ارتقاء مىيابد كه معرفت رسمى يا عالمانه خوانده مىشود و اين همان معرفتى است كه ابو على دقاق دربارهى آن گفت : معرفة رسمية كقطرة و سمية ، لا غليلا تسقى و لا عليلا تشفى 16 ، و پير هرات خود ازين معرفت به خداوند پناه برده است .
معرفت رسمى را خواجه عبد اللّه معرفتى مىداند كه كافر و بيگانه هم در