تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
7 - شيخ الاسلام گفت كه ( 16 ) : شيخ عمو مرا گفت كه : در مجلس دقاق بودم ، كسى از نزول پرسيد 24 . جواب داد به اين بيت 25 :
خليلى هل ابصرتما او سمعتما 26 * با كرم من مولى يمشى الى عبد 27 اتى 28 زائرا من غير وعد و قال لى * اصونك 29 عن تعليق قلبك بالوعد
* * * 8 - بو على دقاق گويد : كه مدعى بينيد دامن ازو 30 درواخ داريد كه معنى داران 31 و محققان برفتند . 9 - بو على دقاق گويد كه 32 : طلب خوش‌تر از يافت . 10 - شيخ الاسلام گفت كه 33 : دريافت صدمت است و فنا و همه خوارى 34 ، و لذت در طلب است . 11 - و انشد 35 :
فما فى جمعنا الا اصطلام * و فى تفريقنا حسن و طيب
* * * 12 - و 36 گفت كه : حق ايدر است ، يا عارف انوست . يافت درست است ، تفسير بروست . * * * 13 - موجود يگانه است ، آن دوم بهانه است 37 . * * * 14 - صوفى نه در صف عالم است 38 ، و نه در كنار آدم است 39 و از خاندانيست كه لقب آن عدم است 40 . * * * 15 - صوفى در پيراهن چون پيراهن است برو 41 . نه آن از او ، و نام آن برو 42 ، و آن نام ، بهانه برو 43 . * * *