تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
نهارى و كه برخاست ناهار بود 83 . 12 - شيخ الاسلام گفت كه : عمو 84 حصرى نديده بود ، به راز مرا بگفت كه من حصرى نديده‌ام 85 ، كه در سنه احدى و سبعين به مكه شدم ، گفتم چون بازگردم ، به زيارت حصرى 86 شوم و بو عبد اللّه خفيف . آن سال به مكه خبر رسيد كه : حصرى به بغداد برفت و ابن خفيف 87 به شيراز برفت ، دو دولت هر دو همان سال 88 . شيخ الاسلام گفت كه 89 : بو الحسين ارموى ، به ارمى بوده 90 در ايام حصرى و بو عبد اللّه 91 رودبارى و ابن خفيف مشايخ وقت بودند و بو الحسين 92 ارموى سيد بوده ازين طايفه . گور وى به ارمى است 93 . شيخ الاسلام گفت كه : از بو الحسين پرسيدند 94 كه وفا چيست ؟ گفت : آنچه از آن باز آمدى بازان نگردى 95 . گفتند : اين خود عام است ، آن خاص چيست ؟ گفت : آنكه بدانى كه از به هرچه باز آمدى 96 . و من طبقة 97 الخامسة ايضا بآخره

شيخ ابو بكر فراء .

1 - شيخ الاسلام گفت كه : وى به نشابور بود . نام 98 وى محمد بن احمد بن حمدون الفراء . از اجله‌ى 99 مشايخ نشابور بوده با فراست عظيم 100 . شيخ عمو وى را ديده بود و گفت 101 : ار من بو بكر فراء نديدمى ، من صوفى نبودمى 102 . و صحبت داشته بود 103 با بو على ثقفى و عبد اللّه 104 منازل و بو بكر شبلى و بو بكر طاهر 105 ابهرى و مرتعش و جز از ايشان 106 از 107 مشايخ وقت 108 . وى ( 108 ) يگانه‌ى مشايخ بود در طريقت نيكو 109 . در سنه سبعين و ثلاثمائة برفته از دنيا . پوست‌گراه بود 110 . 2 - شيخ عمو 111 گفت كه : اصحاب وى مرا گفتند ، به نشابور ، كه : به زيارت بو بكر فرا مشو 112 كه او گويد كه : با پدر و مادر شو و تو بازگردى . لختى