و من الطبقة الخامسة 1
ابو العباس 2
دينورى 3 .
1 - 4 نام وى احمد بن محمد است ( 4 ) ، صحبت داشته با يوسف حسين رازى 5 و عبد اللّه حداد و جريرى و ابن عطا و رويم 6 ديده بود . وى نيكوطريقت بود با استقامت 7 . در نشابور بوده و وعظ گفته به نشابور ، و 8 سخن گفته ور زبان 9 معرفت به نيكوتر سخن .
2 - از نشابور برفت 10 به ترمذ آمد . خواجه محمد حامد واشگردى ، شاگرد بو بكر وراق 11 ، پذيرهى وى آمد 12 و بوسه بر ركاب وى داد . شاگردان وى را آن خوش 13 نيامد . از رشك ، وى را گفتند : تو آن چرا كردى 14 ؟ گفت : من شنودهام 15 كه او ، خداوند من چون 16 نيكو بستايد . و بو العباس به 17 سمرقند رفت و آنجا برفت از دنيا در سنه 18 اربعين و ثلاثمائة .
3 - اين ابو العباس گفته 19 : من عطش الى حال 20 دهش فيه ، فاذا وصل اليه لم يستقر فيه .
4 - شيخ الاسلام گفت كه 21 : هركه با او 22 نزديكتر ، درو حيرانتر 23 . واسطى آن 24 سخن او بنهپسنديد 25 .
5 - هم اين بو العباس را گفتند كه 26 : اللّه را به چه بشناختى 27 ؟ گفت : بدانچه نشناختم ، يعنى به عجز معترفم 28 .
6 - و هم وى گفت 29 : ادنى الذكر ان ينسى ما دونه ، و نهاية الذكر ان يغيب