و من الطبقة الثالثة 1
،
ابو محمد الجريرى 2
، رحمه اللّه 3 *
1 - نام وى احمد بن محمد بن الحسين و گفتند كه : حسين بن محمد و كنيت ابو محمد و كنيت پدر ابو الحسين 4 . و گفتند كه : نام جريرى عبد اللّه بن يحيى بود .
و از شيخ الاسلام 5 عبد اللّه انصارى 6 ، انار اللّه برهانه و وسع عليه رضوانه ، اين شنيدم .
و نيز گفتند كه : اين درست نشود و به كنيت معروف است . وى از مهينان اصحاب جنيد بوده ، و پس جنيد ، بر جاى جنيد 7 ، جريرى بنشاندند 8 از بزرگى وى كه عالم 9 بود از علماى مشايخ قوم . صحبت كرده 10 بود با سهل تسترى و جز زو 11 ، در سال هبيره به مرده در تشامار 12 ورپاى و زحمت در آن جنگ 13 قرامطه ، در سنه اثنى عشرة و ثلاثمائة 14 . و نيز گفتند كه : سنه اربع عشر 15 .
2 - شيخ الاسلام گفت ، قدس اللّه روحه ، كه : جريرى گفت كه : عزيزتر خلق 16 چهار تناند : عالمى كه به علم خويش كار كند 17 ، و عارف كه از سروقت سخن گويد 18 نه از كراسه و آموخته ، و مريدى كه با او صحبت مىكند به او هيچ تمتع ندارد 19 ، و قايم به او بىسبب .
3 - شيخ الاسلام گفت 20 : قايم به او بىسبب او بود ، تو خود هم سببى 21 ، تو بايد كه نبى تا سبب برخيزد .
4 - جريرى گويد : الرجاء طريق الزهاد و الخوف سلوك الابطال .
5 - و هم وى گويد 22 : روية الاصول باستعمال الفروع و تصحيح الفروع