و من الطبقة الاولى 44
منصور بن عمار .
1 - كنيته 45 ابو السرى ، از اهل مرو بوده ، اصل او از دندانقان بوده و گفتند از اهل باورد و گفتند 46 كه از اهل پوشنگ و 47 به بصره بود و نيكوسخن از واعظان .
سخن وى در موعظه 48 و تذكير . و وى از حكماى مشايخ است ، وى را سخنان نيكوست در معاملت .
2 - شيخ الاسلام گفت 49 : پس مرگ وى را به خواب ديدند گفتند حال تو ؟
گفت : مرا بنواختند و مرا در آسمان هفتم منبر نهادند و مرا گفت 50 : بر رو ، آنجا از من مىگفتى ، ايدر با من مىگوى و با دوستان و فريشتگان 51 من مىگوى .
3 - منصور عمار وقتى برنائى ديد كه توبت بر دست وى كرده بود و توبت اشكسته 52 بود و بازگشته . او را گفت : هيچ ندانم جز ز آنكه هامراهان اندك ديدى 53 در راه ، گويم مگر تاسا بگرفت 54 ، وحشت آمد برگشتى !
الطريق شتى و نهج الحق واحد سبق المفردون 55 .
و من طبقة الاولى من المتقدمين 56
احمد بن عاصم الانطاكى
1 - كنيته 57 ابو على و يقال ابو عبد اللّه و اين درستتر 58 . از قديمان مشايخ ثغور است . از اقران بشر حافى و سرى 59 و حارث محاسبى و گفتند كه فضيل عياض ديده بود ، از استادان احمد بن ابى الحوارى 60 .
2 - شيخ الاسلام گفت كه وى گفت : اى كاشكى تو 61 باز و خالى دانى شد . و هم احمد گويد 62 : امام هر عمل علم است 63 و امام هر علم عنايت . و هم احمد عاصم گويد كه : اللّه 64 تعالى مىگويد : انما اموالكم و اولادكم فتنه و نحن نستزيد من الفتنة ، و ما آن فتنه 65 زيادت مىخواهيم .
3 - نصرآبادى گويد كه : وى جاسوس دل بود .