تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
من المتقدمين ،

عمر بن ذر الكوفى 1

. 1 - 2 شيخ الاسلام گفت كه عمر ذر كوفى است ( 2 ) . زاهد و قديم است . پدر 3 وى ذر از تابعين است در كوفه مذكر بوده . 2 - وقتى اين عمر ، ذر را 4 گفت كه : اى پدر ، چون اين سخن 5 كه تو مىگوئى ، كسى ديگر مىگويد 6 ، آن جواز 7 نمىبود كه بر زبان تو ؟ گفت : ديگران به زبان مىگويند به تكلف ؛ پدر ترا 8 كار افتاده ، در آن 9 درمانده ، كه گويند 10 : نوحه ار 11 مصيبت‌زده گويد گرم آيد 12 و غنا از 13 مطرب عاشق خوش آيد 14 . پدر ترا چيزى افتاده 15 ، سخن او بازان افتاده 15 ، و آن ديگران از سر زبان 16 . 3 - شيخ الاسلام گفت كه 17 : نوحه از مصيبت‌زده خوش آيد 18 و غنا از مطرب عاشق گرمتر آيد 19 و اشارت از مشاهدت درست آيد 20 و توحيد از فانى راست آيد 21 . 4 - شيخ الاسلام گفت كه : پرسيدند از عبد اللّه مبارك كه 22 : بىزاد در باديه رفتن روا بود ؟ گفت ار 23 زاهد و متوكل چون عبد اللّه بن بكير مروزى بود روا بود 24 . ابراهيم 25 رباطى المعروف بابراهيم مورجه الهروى ، كنيته 26 ابو اسحاق . 1 - شيخ الاسلام گفت كه : ابراهيم رباطى شاگرد ابراهيم ستنبه‌ايد 27 ، طريقت توكل 28 از وى گرفته 29 و به در رباط 30 زنگىزاده در گورست 31 به هرات . 2 - وقتى در 32 سفر بود . با ابراهيم ستنبه در راه مىرفتند . ابراهيم ستنبه گفت رباطى را : كه با تو هيچ معلوم هست ؟ كه وى مردى 33 متوكل بود و هيچ با
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 76 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )