تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
5 - شيخ الاسلام گفت كه : وهب منبه از تابعين است ، حكيم امت 23 . وى گويد 24 : من اللّه 25 نه بر بيم پرستم كه چون بندهء بم 26 زندانى كه خداوند را خدمت كند از بيم ، چون ايمن شود نپرستد ؛ و نه بر طمع پرستم كه چون گدايى بم 27 ، مزدور ار طمع مزد بيند كار كند و ار 28 نبيند ، نكند 29 . گفتند 30 : چون پرستى ؟ گفت 31 : به آن پرستم كه سزاست كش پرستم ، مهر 32 او خود از من بارد . 6 - شيخ الاسلام گفت 33 : او كه او را مىپرستد 34 بر بيم ، او خود را 35 مىپرستد كه از بيم خود مىپرستد و 36 طمع نجات خويش ، نه به حق 37 فرمان و سزاى او ، پس داورى خود 38 مىدارد و خود را مىجنبد . و آنكه 39 او را مىپرستد به اميد ، او خود را مىپرستد و تنعم خود را ، و راحت و ثواب و جزا 40 را ، نه حق فرمان و مهر او را ، پس خود را مىجنبد . 7 - من نه او را بر بيم و طمع پرستم چون مزدوران ، و نه بر دعوى مهر او ، يعنى كه از سزاى او 41 به استحقاق او عاجز مانم ، كه بر فرمان او پرستم ، كه گفت : پرست 42 ، مىپرستم . و بر دوستى 43 سنت رسول 44 ، صلى اللّه عليه 45 و سلم ، و به تقصير معترف كه :
من ترك خدمت را ناتوانم * و 46 نه به خويشتن در آنم و حق را نه بانم 47 از آنجا كه خيزان و خسبانم ، * آن را از بن دندانم . و از آنجا كه من نه منم ، * عبارت 48 را ناتوانم 49 .
و گفت : من 50 نه به خدمت صحبت ترا مى بها سازم ، كه در صحبت حرمت مى نگاه
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 33 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )