درحالىكه كلّ كتاب بيش از 216 صفحه ندارد ، در ميان آنها ارجاع به صفحههاى 239 - 240 وأمثال آن به چشم مىخورد كه واقعا گمراهكننده وخندهدار است . « 1 » البتة ممكن است ، كسى فكر كند كه شايد اين ارجاعها به چاپ ديگرى مثل چاپ شيخو ، قاهره ويا نجف باشد ؛ نه به چاپ خود بوعلوان ، امّا به دو دليل چنين احتمالي مردود است : يكى اينكه ارجاعهاى مذكور با هيچ كدام از چاپهاى كتاب التعريف بطبقات الأمم نمىخوانند ، دوم اينكه خود بوعلوان در همان مقدّمه بصراحت گفته است :
در هر ارجاعى به طبقات الأمم ، كه ذكر چاپ شيخو نكردهايم ، منظور همين متن تصحيح شدهء خودمان است . « 2 »
2 . اشكال ديگرى كه در همان مقدّمهء چاپ بوعلوان به چشم مىخورد ، اين است كه وى بدون ذكر هيچ مأخذى ، قاضى صاعد را از شاگردان : أبو محمّد قاسم أبو الفتح بن محمّد بن يوسف نامى مىشمارد « 3 » وسپس شرح حال اين شخص را با استناد به بغية الوعاة سيوطى « 4 » والأعلام زركلى « 5 » ، چنين مىآورد :
وى قاسم بن نصير بن وقّاص ، معروف به ابن أبي الفتح متوفّاى ( 338 ق / 950 م ) ، شاعرى اندلسى از أهل شذونه وخطيب أهل قلسانه « 6 » وپيشنماز ايشان بود كه در آخر عمر از دنيا كنارهگيرى كرد وديوان شعري دارد كه بيشتر آن در زمينهء زهد است .
بوعلوان اين شرح حال را نقل كرده وليكن هيچ از خود نپرسيده است كه قاضى صاعد كه متولّد 420 ق است ، چطور شاگردى كسى را كرده كه در 338 ق ، يعنى ، تقريبا در حدود يك قرن قبل از تولّد أو ، فوت كرده است ؟ !
هامش
( 1 ) . نك : مقدّمه ، 12 - 31 .
( 2 ) . ص 8 .
( 3 ) . ص 12 .
( 4 ) . ص 12 .
( 5 ) . 5 / 186 .
( 6 ) .amoslaC