هفتم قرار بدهد ويا برعكس إبراهيم بن وصيف شاه را از سدهء ششم هجرى بردارد ودر سدههاى پيشتر از آن قرار دهد . « 1 » أصلا براي كسى كه هيچ دركى از زمان ندارد ، سده وهزاره و . . . چه تفاوتى بأهم مىتوانند داشته باشند ؟ ! امّا وقتي تصحيح يك كتاب علمي - تاريخي مطرح مىشود ، در كنارش بحث صلاحيت تصحيح مطرح است وقطعا كسى كه درك زماني نداشته باشد ، هيچ صلاحيتى براي به انجام رسانيدن چنين كارى نخواهد داشت .
3 . اشكال أصولي ديگرى كه در چاپ بوعلوان وجود دارد ، به عدم درك جغرافيايى أو مربوط مىشود كه بهطور مثال در اين زمينه به مواردى اشاره مىكنيم .
يكى از اين موارد ، توضيح افتضاحآميز وى در مورد واژهء أطرار الشام « 2 » است كه به فتح اوّل ، جمع مكسّر طرّه وبه معناى برجستگيها وحدود سرزمين شام مىباشد وأصلا يك اسم خاصّ جغرافيايى نيست . بوعلوان از آنجا كه معناى آن را نفهميده ، نخست آن واژه را در متن كتاب به ضمّ أول ضوابطگذارى كرده وسپس در پاورقى با استناد به معجم البلدان ياقوت « 3 » چنين توضيح داده است :
نام شهري استوار وولايتي گسترده در سرآغازهء مرزهاى تركان ماوراءالنهر ، كنارهء رود سيحون ، در نزديك فاراب وبرخى آن را ، اترار مىگويند .
همچنين وى در مورد « طبرستان » كه در متن كتاب آمده ، « 4 » چنين توضيح داده است :
طبر ، در زبان فارسي : تبر [ ابزار ] است وستان : درخت است . نيز وى در مورد « موقان » كه در متن كتاب آمده ، « 5 » چنين گفته است :
آن شهري است در خراسان واز توابع توس . از آبادترين شهرهاست كه مرقد حضرت علي بن موسى الرضا ( ع ) در آنجاست ودر روزگار سلسلهء طاهريان دارالإمارهء خراسان
هامش
( 1 ) . نك : ص 106 .
( 2 ) . نك : ص 123 .
( 3 ) . 1 / 218 .
( 4 ) . ص 34 .
( 5 ) . ص 35 .