تصحيف بلاشر است .
اكنون بعد از اين توضيحها ، متذكّر مىگرديم كه شيخو بهطور كلّى از كنار اين اسم با بىتفاوتى گذر كرده است ؛ « 1 » امّا بلاشر ، اگرچه بدان توجّه ورزيده ، وليكن بهگونهاى عمل كرده است كه انتظار آن ، أصلا از يك محقّق ، حتّى تازه كار نمىرود ، تا چه رسد به شخصيتى همچون بلاشر !
وى نخست عنوان البريم را كه برايش نامفهوم وگنگ بوده ، به الأبريسيم « 2 » تبديل كرده است ، كه در هيچ كدام از نسخهها وجود ندارد ، حتّى در نسخهء قاهره هم كه مورد استفادهء وى بوده ، موجود نيست .
سپس أو گفته است :
كتابي به همين نام تأليف يحيى بن إسحاق وزير عبد الرحمن الناصر ، چنانكه لكلرك از الإحاطهء ابن الخطيب نقل كرده ، وجود داشته است ومحتمل است كه اين كتاب همان اثر يحيى بوده باشد . « 3 »
بلاشر در اينجا توجّه نكرده است كه تأخّر زماني يحيى بن إسحاق از روزگار مورد بحث قاضى صاعد ، اين احتمال را بهطور قطع منتفى مىسازد وعلاوة بر آن ، خود قاضى صاعد شرح حال يحيى بن إسحاق را آورده است ودر ضمن آن از كتاب وى به عنوان « كنّاشى در طبّ ، داراى پنج بخش كه وى در آن روش روميان را در پيش گرفته است » ياد كرده وهيچ نام خاصّى بر آن ننهاده وبدين موضوع هم هيچ اشارهاى نكرده است وبنابراين هم ، احتمال مذكور كاملا منتفى وبىمعنى است .
احتمال ديگرى كه بلاشر در اين زمينه مطرح ساخته است ، پيشنهاد شناخت نام مذكور ، به عنوان تصحيف كتاب
msirohpA
است كه نام يوناني كتاب الفصول بقراط بوده است . البتة اين احتمال هم به جهات ذيل مردود است :
هامش
( 1 ) . نك : ص 78 .
( 2 ) .. misirbI - IA( 3 ) . 120 .