تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1340

مساهمون:

ص١٣٤٠
يافته بود . آرى مأمون و اطرافيانش به روشنى دريافتند كه اگر امام با اين وضع كه مرتبا جمعيت متراكم تر مىشود ، نماز را در بيابان ، طبق سنت پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) اقامه نمايد ، و سپس دو خطبه به دنبال آن ايراد نمايد ، چه بسا مسائل مهمى پيش خواهد آمد كه نتايج وآثار آن ، براى آنان كه قبله وآمالشان ، مقام و ثروتشان بود و در سايهء وضع موجود ، منزلتى كسب كرده بودند ، خوش آيند نبود . در هر حال زمزمه‌هايى از گوشه و كنار شروع شد . در بغداد اين زمزمه به صورت حادى ظهور كرد . ابراهيم بن مهدى ، عموى مأمون آهنگ مخالفت را شروع كرد و خطر را گوشزد اهل منافع و صاحبان مقام و ثروت كرد ! بهره وران از اوضاع و احوال موجود ، هدف مشتركى يافتند و همه يك جا به صدا و حركت درآمدند . نقشه‌هاى شوم دنبالهء اين جريانات منتهى به اين طرح شد كه سه نفر را مسؤول اساسى اين فاجعه شناخته و محكوم به قتل دانستند . - فاجعه اى كه به نظر آنان غير قابل تحمل بود يعنى " انتقال خلافت از بنى عباس به آل على " . زيرا مى دانستند به دنبال آن ، رسيدگى به حساب سوء استفاده ها و سوء استفاده چيان نيز در كار است . آن سه نفر يكى مأمون و ديگرى وزير اعظمش فضل بن سهل و سومى هم على بن موسى الرضا بود . ! عده اى هم آماده و مترصد فرصت مناسب بودند . روز جمعه سوم شعبان را براى اجراى اين نقشه ، در زمان واحد تعيين كردند ، در حالى كه از ابتداى تشريفات ولايتعهدى فقط حدود 11 ماه گذشته بود . قرار بود آن روز هر سه نفر در حمام معروف سرخس با هم باشند . بنابراين آيا بهترين محل مناسب براى اجراى اين نقشه همانجا نبود ؟ ! حدس زده مى شد كه اوضاع ، آبستن حوادثى است . با قرائنى كه به دست آمد قرار شد برنامه را تغيير دهند ، اما فضل بن سهل كه با همه زيركى كه داشت و با همهء ادعاى آگاهى از علم نجوم و خواص ساعات و ايام كه اظهار مى كرد ، طبق قرار قبلى در ساعت مقرر وارد حمام شد . اما بيچاره مورد اجراى نقشه قرار گرفت و مهاجمان ، بدن برهنه ى او را قطعه
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1340 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي