تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1338

مساهمون:

ص١٣٣٨
اما مأمون در برابر استنكاف امام ، اصرار كرد كه به هر ترتيب باشد ، مصلحت در اين است كه آن حضرت نماز را برگزار كند . در مرحلهء بعد ، امام پيغام فرستاد : " بنابراين به همانگونه كه پيغمبر اسلام نماز عيد را برگزار مى كرده است اجرا خواهد كرد " . پيشنهاد جالبى بود ، زيرا مدتها بود مردم اين مراسم را با خلفا مى گذراندند . آنها هم كه فقط به تشريفات قناعت مى كردند و نماز و خطبه‌شان ، روح اصيل اسلامى را نداشت . مسلمين قرن دوم هم اطلاع نداشتند كه پيغمبر در اين زمينه چگونه عمل مى كرده است ؟ آنان خلفا و واليان را ديده بودند كه با زر و زيور و در سايهء مراقبت نگهبانان مسلح و قراولان خوش لباس و دم و دستگاههاى پرتشريفات ، مى آمدند و نماز عيدى مى خواندند و بعد از آن هم خطبه اى سطحى و مصلحتى ، با تكرار كلمات خاصى خوانده مى شد و به همين دل خوش مى داشتند و مى رفتند . مأمون هم به همين تصور ، مركب مخصوص و موكب مجلل براى حضرت رضا ( عليه السلام ) فرستاد ، تا همه با شكوه و جلال كامل به نماز بروند ! فرماندهان سپاه ، قضات عالى مقام ، علما و دانشمندان و بزرگان هر يك به فراخور شأن و مقام ، سوار بر سواريهاى آراسته ، منتظر بودند تا امام رضا هم با وضعى مشابه بيرون آيد و بر سوارى مجللى كه خليفه فرستاده است سوار شود ، جلو بيفتد و همه با هم بروند و مراسم را انجام دهند !

امام چه كرد ؟

همانگونه كه گفتيم ، امام به مأمون پيغام داد : " اگر اصرارى دارى كه نماز عيد را من اقامه كنم ، من همانگونه عمل خواهم كرد كه پيغمبر اسلام در اين مورد عمل مى كرد " . مأمون هم پذيرفت ، شايد هم واقعا دوست داشت بداند پيغمبر اسلام چگونه عمل مى كرده است ؟ و خاطرهء سنت او را در عملى كه امام رضا ( عليه السلام ) انجام مىدهد ملاحظه كند . امام كه قبلا خود را شستشو داده و غسل كرده بود ، پيراهن سفيد وساده اى كه از پنبه بافته شده بود ، بر تن كرد . عمامه اى سفيد بر سر بست كه دو طرف آن از سينه و پشت سر