تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1398

مساهمون:

ص١٣٩٨
زنده دل آنكه خورد آب زسرچشمهء علمت * خضر اندر طلب آب و تو سرچشمه مائى اى شه گلشن ايجاد كه فرزند رسولى * قبلهء هفتم و فرياد رس هر دو سرائى گرچه در شهر خراسان به غريبى زده اى كوس * ياور جمله غريبان وغريب الغربائى * متوسل به تو باشيم ونداريم اميدى مددى اى كه تو در هر دو جهان سرور مائى * ديدن تربت پاكت همه داريم تمنا بر سر ما به دم نزع تو از لطف بيائى * حاجت جمله بر آر از كرم ولطف عميمت اى كه بر شيعهء خود معطى هر لطف وعطائى * من كجا حصر توانم صفت ذات شريفت هر ثنائى زتو گويم تو خود افزون زثنائى * گر بگويم تو چو شمسى نبود لايق و صفت زانكه روى تو به خورشيد دهد نور و ضيائى * خوانمت شاه ، ولى جملهء شاهان بحقيقت بر در خادمت آيند دمادم به گدائى * گردش ارض وسما جمله به امر تو منظم آمر شمس ونجوم وفلك وارض وسمائى * تا مدرس شده مداح شه طوس دمادم رسد از پرتو آن شاه به او لط وعطائى * 22 . علاء الدين حجازى / معاصر :

مشكوة كبريا

فروغ روشن مشكوة كبرياست رضا * نشان زنده ى آيات هل اتى ست رضا دليل خلقت كون وحقيقت قرآن * بحار رحمت وسرچشمهء بقاست رضا ضياء كنگره ى عرش وروشناى زمين * امام هشتم و حاكم به ماسواست رضا اساس دانش و تقوى اصول فضل و كرم * پناه امن اسيران مبتلاست رضا هماى دولت او را فضاى گيتى تنگ * زتخته بند تن وآرزو رهاست رضا شگفت نيست اگر شرط وحدتست چرا * كه محو عشق و به درياى حق فناست رضا وجود هر دو جهان از طفيل هستى اوست * مدار قطب زمين ، حجت خداست رضا
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1398 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي