در اين باره مى نويسد : " او شبانه از فقراء و مستمندان شهر مدينه ، تفقد و دل جوئى به
عمل مى آورد و در زنبيل مخصوص پول و مواد غذائى به منازل و كلبههاى آنان حمل
مى كرد ، و به ترتيبى در اختيار آنان قرار مى داد كه گاهى خودشان هم نمى دانستند كه اين
كمك ها از كدام شخص و از كدام ناحيه ، صورت گرفته است ؟ " ( 1 )
تواضع و فروتنى
امام موسى بن جعفر ( عليه السلام ) بر مرد سياه چهره و بد منظرى گذر كرد و بر وى سلام نمود و
كنارش نشست مدتى با او سخن گفت سپس آمادگى خود را در قضاى حوائج او اعلام
فرمود . بعضى كه ناظر جريان بودند عرض كردند يابن رسول الله ! آيا با چنين شخصى
مى نشينى و از حوائج او سوال مى كنى ؟ حضرت در جواب فرمود :
" اين مرد سياه چهره بنده ايست از بندگان خدا و برادرى است از برادران ، به حكم كتاب
خدا ، همسايه اى است با ما در بلاد خدا ، حضرت آدم بهترين پدران ، آئين اسلام والاترين
اديان ما و او را به هم ربط داده است " . ( 2 )
در راه امر به معروف
روش تبليغ و راه و رسم امر به معروف و نهى از منكر امام ( عليه السلام ) شيوه ى مخصوصى داشت
كه امكان نداشت نفس گرم و مسيحائى او بر قلب مستعدى دميده گردد و او از گناه خود بر
نگردد . داستان زير مىتواند نمونه بارزى از اين مقوله به شمار آيد .
" بشربن حارث حافى " از هل مرو بود ، مدتى از عمرش را به گناهكارى و شهوات غير
مشروع گذراند روزى حضرت موسى بن جعفر ( عليه السلام ) از كوچه اى كه خانه ى بشر در آن بود ،
هامش
1 . ارشاد مفيد ، ص 277 .
2 . روى عن موسى بن جعفر ( ع ) انه مربرجل من اهل السواد رميم المنظر فسلم عليه ونزل عنده
وحادثه طويلا ثم عرض نفسه في القيام بحاجة ان عرضت له . فقيل يا بن رسول الله ! أتنزل الى
هذه ثم تسأله عن حوائجه وهو اليك أحوج .
فقال ( ع ) : عبد من عبيدالله وأخ في كتاب الله وجار في بلادالله يجمعنا واياه خير الأباء آدم و
أفضل الأديان ، الأسلام .