تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1185

مساهمون:

ص١١٨٥
در اين باره مى نويسد : " او شبانه از فقراء و مستمندان شهر مدينه ، تفقد و دل جوئى به عمل مى آورد و در زنبيل مخصوص پول و مواد غذائى به منازل و كلبه‌هاى آنان حمل مى كرد ، و به ترتيبى در اختيار آنان قرار مى داد كه گاهى خودشان هم نمى دانستند كه اين كمك ها از كدام شخص و از كدام ناحيه ، صورت گرفته است ؟ " ( 1 )

تواضع و فروتنى

امام موسى بن جعفر ( عليه السلام ) بر مرد سياه چهره و بد منظرى گذر كرد و بر وى سلام نمود و كنارش نشست مدتى با او سخن گفت سپس آمادگى خود را در قضاى حوائج او اعلام فرمود . بعضى كه ناظر جريان بودند عرض كردند يابن رسول الله ! آيا با چنين شخصى مى نشينى و از حوائج او سوال مى كنى ؟ حضرت در جواب فرمود : " اين مرد سياه چهره بنده ايست از بندگان خدا و برادرى است از برادران ، به حكم كتاب خدا ، همسايه اى است با ما در بلاد خدا ، حضرت آدم بهترين پدران ، آئين اسلام والاترين اديان ما و او را به هم ربط داده است " . ( 2 )

در راه امر به معروف

روش تبليغ و راه و رسم امر به معروف و نهى از منكر امام ( عليه السلام ) شيوه ى مخصوصى داشت كه امكان نداشت نفس گرم و مسيحائى او بر قلب مستعدى دميده گردد و او از گناه خود بر نگردد . داستان زير مىتواند نمونه بارزى از اين مقوله به شمار آيد . " بشربن حارث حافى " از هل مرو بود ، مدتى از عمرش را به گناهكارى و شهوات غير مشروع گذراند روزى حضرت موسى بن جعفر ( عليه السلام ) از كوچه اى كه خانه ى بشر در آن بود ،
هامش
1 . ارشاد مفيد ، ص 277 . 2 . روى عن موسى بن جعفر ( ع ) انه مربرجل من اهل السواد رميم المنظر فسلم عليه ونزل عنده وحادثه طويلا ثم عرض نفسه في القيام بحاجة ان عرضت له . فقيل يا بن رسول الله ! أتنزل الى هذه ثم تسأله عن حوائجه وهو اليك أحوج . فقال ( ع ) : عبد من عبيدالله وأخ في كتاب الله وجار في بلادالله يجمعنا واياه خير الأباء آدم و أفضل الأديان ، الأسلام .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1185 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي