تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1247

مساهمون:

ص١٢٤٧
رتبه از " رقه " به طرف بغداد رهسپار گشت مردم به استقبال او شتافتند و از هر طرف دور او را گرفتند و در مورد مسافرت او پرسش ها كردند او به عنوان رد گم كنى اظهار داشت : من به عنوان تعديل ماليات و نظارت بر امور كارگزاران خليفه آمده ام و چند روز اول هم به اين قبيل امور اشتغال ورزيد ! ولى پس از چند روز سندى بن شاهك را به حضور خود خواست و دستور مخصوص هارون را در مورد قتل امام موسى ( عليه السلام ) به او اعلام نمود و او هم پذيرفت و در يكى از وعده‌هاى غذا ، زهرى در طعام او وارد ساخت و به حضرت خوراند و برخى معتقدند كه زهر را در خرما قرار داد و به هر صورتى انجام پذيرفته باشد امام در اثر مسموميت دچار تب شديد گرديد كه فقط سه روز زنده بود . در روز سوم جان به جان آفرين تسليم نمود و در راه تبليغ احكام خدا به فيض شهادت نائل گرديد . ( 1 ) " كشى " در اين باره مى گويد : عبد الله بن طاووس از امام رضا ( عليه السلام ) سوال نمود آيا راست است كه يحيى بن خالد پدرت امام موسى را مسموم ساخت . امام در پاسخ مى فرمايد : " آرى او پدرم را با سى خرماى زهر آغشته ، مسموم ساخت " . ( 2 ) در برخى از تواريخ به جاى يحيى ، فضل بن يحيى آمده است و ترتيب مسموميت آن بزرگوار را چنين نوشته اند كه : " در زندان هر روز ، فضل بن يحيى غذا مى آورد روز چهارم در اثر ميل غذا مريضى سخت به امام دست داد دكتر نصرانى را حاضر ساختند از حال امام پرسش نمود امام حال پاسخ دادن نداشت . پس او در اثر اصرار طبيب دست خود را نشان داد كه در اثر مسموميت كبود
هامش
1 . داستان مسموميت امام را از مورخين اهل سنت : علامه ابن صباغ مالكى در الفصول المهمه ص 220 . شبلنجى در نور الابصار ، ص 491 - ابن صباغ مالكى در اسعاف الراغبين ، ص 148 - ابن حجر هيثمى در الصواعق المحرقه ، ص 191 - سيد محمد عبد الغفار در ائمة الهدى ، ص 111 ، مسعودى در مروج الذهب ، ج 3 ، ص 365 نقل نموده اند در آن كتاب اخير مى افزايد : موسى بن جعفر ( ع ) در پانزدهمين سال حكومت هارون ، در سن 54 سالگى در بغداد به صورت مسموم در گذشت . 2 . كشى ، ص 57 .