تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
وصى و امام است احقاق حق مىكند سپس اين حقيقت را با تكيه بر محيط ولادت ، نسب تأييد مى بخشد .

پاسخ منصور

مطالعهء پاسخ منصور و نوع استدلال او در توجيه رهبرى خويش بسيار روشنگر است : " نامهء شما را دريافت داشتم ، تو بزرگترين افتخار ما را در دوران جاهليت يعنى توزيع آب در ميان حجاج و پاسدارى چاه زمزم مى دانى و متوجه هستى كه در ميان همه برادران ، اين امتيازها تنها نصيب " عباس " بود و پدرت " على " در رابطه با اين امتياز با ما دادخواهى كرد ولى عمر به نفع ما قضاوت كرد به حدى كه اين امتياز در زمان جاهليت و در دوران اسلام همواره در اختيار ما بوده است . بزرگترين غرور و مايه افتخار شما بر پايهء نسل مادريتان قرار دارد كه آن هم تنها افراد ناآگاه و معمولى را مىفريبد نه همه را خداوند زنان را همچون عموها ، پدرها و پدرشوهرها و خويشان معتبر و آبرومند ديگر خلق نكرده است و اما در مورد دعوى شما بر اينكه پسر فرستاده ء خدائيد . خداوند متعال چنين ادعائى را مردود دانسته است جائى كه مى گويد : " محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست بلكه او فرستاده ى خدا و خاتم پيامبران است ( 1 ) درست است شما فرزند دختر او هستيد همانا اين خويشاوندى نزديكى است ولى او زن بود و مىتواند وارث باشد و نمى تواند امام گردد بنابر اين چگونه از طريق او مى توان امامت را به ارث برد ؟ تو مى دانى كه پس از مرگ پيامبر خدا ، هيچ پسرى از اولاد عبد المطلب به جز عباس زنده نماند و عباس به عنوان عموى پيامبر ، وارث امامت شد ، از آن پس شمارى از بنى هاشم مدعى خلافت شدند ولى هيچكس جز اعقاب عباس بدان دست نيافت ، بنابراين ، سقايه ( آب دادن ) وميراث پيامبر ، علاوه بر خلافت متعلق به او و خاندان او مى باشد و در
هامش
1 . سوره 33 ، آيهء 4 .