كار آمد و سه ماه بيشتر حكومت نداشت . تا حكومت را به آخرين فرد از سلسله اموى ،
مروان حمار سپرد كه تا ابد در آن خاندان مدفون و از ميان برود و برخى معتقدند كه او
را كشتند .
10 . مروان حمار
مروان پسر حكم مادرش از اكراد بود از ماه صفر سال 127 منصب حكومت و خلافت
را اشغال نمود و مدت شش سال در آن پست بود تا آنكه در ماه ربيع سال 123 در
" بوصير " سرزمين مصر كشته شد و پروندهء جنايت و خيانت امويان با كشته شدن او بسته
گرديد و حكومت به فرزندان عباسى منتقل شد . و كارنامه حكومت امويان اين چنين
بسته شد كه آنان هيچگونه دلبستگى به دين و احكام آن نداشتند بلكه توجه خاص آنان
به ايجاد حكومتى بود كه تشكل و تمركز ديوان سالارى روز افزون از مشخصات آن به
شمار مى رفت .
11 و 12 . سفاح عباسى و منصور دوانيقى
ربيع دوم سال 132 هجرى سال سقوط حكومت اموى و آغاز حكومت فرزندان
عباسى عموزادگان نزديك امام صادق ( عليه السلام ) مى باشد كه نخست با كمك و پشتيبانى
علويان بر سر كار آمدند ولى پس از اشغال حكومت از دشمنان خونى آنان شدند .
نخستين حاكم آنان عبد الله پسر محمد نوه ء ابن عباس صحابى و مفسر معروف
مى باشد . و مدت حكومت او در حدود 4 سال طول كشيد تا در ماه ذيحجه سال 136 از
دنيا رفت او در نخستين خطابهء افتتاحيه در مسجد كوفه خود را سفاح و خونريز ناميد و
عزت الهى را مخصوص خود و خاندانش دانست و به غلط همه ى عباسيان را " اهل البيت "
ناميد و گفت كه خداوند در قرآن آنان را از هر پليدى پاك و منزه گردانيده است و اين
حقيقت را كه علويان براى خلافت شايسته ترند منكر شد ( 1 ) در دوران او حزب بزرگ
هاشمى كه در دوران بنى اميه خاصيت سياسى داشتند اكنون به علويان و عباسيان
هامش
1 . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 29 .