تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1053

مساهمون:

ص١٠٥٣
محمد بن مسلم با توجه به شخصيت ارزنده ء علمى و معنوى كه داشت ، فوق العاده مورد توجه و علاقه پيشواى ششم بود و همواره از حمايت و پشتيبانى كامل آن امام همام برخوردار بوده است . روزى به امام صادق ( عليه السلام ) گزارش رسيد كه ابن ابى ليلى ( همان شخصى كه در مسأله فروش كنيز درمانده بود و با راهنمايى محمد بن مسلم از بن بست رهايى يافت ) در جريان قضايى شهادت محمد بن مسلم را رد نموده و گواهى او را نپذيرفته است . اين موضوع بر امام گران آمد و سخت ناراحت شد . " ابوكهمش " مى گويد : به محضر امام صادق ( عليه السلام ) شرفياب شدم . فرمود : شنيده ام محمد بن مسلم نزد ابن ابى ليلى شهادت داده و او شهادت محمد بن مسلم را رد كرده است ؟ گفتم : بلى . فرمود : وقتى به كوفه رفتى ، نزد ابن ابى ليلى برو و به او بگو : سه مسأله از تو مى پرسم ، پاسخ آنها را از تو مى خواهم ، ولى به شرط اينكه جواب مسأله را با قياس ، يا به نقل از قول فقها و محدثان ندهى . آنگاه سه مسأله زير را از او بپرس . ( اين سؤالها مخصوصا امروز كه با كوشش فقها و توسعه علم فقه براى بسيارى از مردم بسيار ساده جلوه مىكند ، چنانچه در ذيل خواهيم ديد ، آن روز قاضى كوفه را عاجز ساخت ) و هنگامى كه ابن ابى ليلى از پاسخ اين مسائل عاجز ماند ، چنين بگو : جعفر بن محمد مى گويد : به چه علت شهادت شخصى را كه به احكام خدا و روش و دستور پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از تو داناتر است رد كرده اى ؟ " ابوكهمش " مى گويد : وقتى وارد كوفه شدم ، پيش از آنكه به خانه ام بروم ، نزد ابن ابى ليلى رفتم و گفتگوى زير بين من و او رد و بدل شد : سه سؤال از شما دارم ، ولى خواهش مى كنم پاسخ مرا با قياس يا از زبان فقها و محدثان ندهيد ، بلكه رأى و نظر خود را بگو . رأى شما درباره ء شخصى كه در دو ركعت اول نماز واجب شك كرده است چيست ؟ ابن ابى ليلى مدتى سر به پائين افكند ، آنگاه سر بلند نموده گفت :
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1053 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي