تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١
محمد بن مسلم كتابى بنام " اربعمائة مسألة " ( چهارصد مسأله ) تأليف نموده بود كه گويا پاسخ چهارصد مسأله اى بود كه از پيشواى پنجم و ششم شنيده بود . ( 1 ) محمد بن مسلم وفقهاى بزرگ اهل تسنن فقها و دانشمندان بزرگ اهل تسنن نيز مشكلات علمى خود را از محمد بن مسلم مى پرسيدند و از دانشهاى او كه محصول حضور در محضر پر فيض پيشواى پنجم بود ، بهره‌مند مى شدند . وى مى گويد : شبى پشت بام خانه خود خوابيده بودم ، ناگهان در خانه را زدند . گفتم كيست ؟ شخصى صدا زد بيا پائين با شما كار دارم . از پشت بام آمدم ، ديدم زنى است . گفت : دختر تازه عروسم هنگام وضع حمل جان سپرده است ، ولى گويا بچه هنوز در شكم مادر زنده است و دارد حركت مىكند ، تكليف ما چيست ؟ گفتم : روزى عين اين سؤال را از امام باقر ( عليه السلام ) نمودند . امام فرمود : بايد شكم مادر را شكافت و بچه را بيرون آورد . آنگاه گفتم : من مخفيانه زندگى مى كنم و كسى از محل سكونت من باخبر نيست . تو چگونه به اينجا آمده اى ؟ گفت : من ابتدا پيش ابوحنيفه رفتم و جواب اين مشكل را از او خواستم . ابوحنيفه گفت من حكم اين مسأله را نمى دانم ، هم اكنون برو پيش محمد بن مسلم ، او حتما جواب سؤال تو را خواهد داد ، ولى هرچه در پاسخ تو گفت برگرد به من هم اطلاع بده . محمد بن مسلم مى گويد : آن زن رفت . فرداى آن شب وارد مسجد شدم . با صحنهء جالبى روبرو گرديدم . ابوحنيفه عده اى را دور خود جمع كرده بود و مسأله شب گذشته را از آنها مى پرسيد . من سرفه اى كردم ، ابوحنيفه صداى مرا شنيد ، ضمن صحبت خود ( به طورى كه كسى متوجه نشد ) گفت : " اللهم غفرا دعنا نعيش " يعنى صرف نظر كن و مطلوب را مكتوم بدار و
هامش
1 . مؤلفو الشيعة في صدر الاسلام ، سيد عبد الحسين شرف الدين ، ص 64 .