مردم ، بر مبناى امامت مفضول بر فاضل و نيز حمايت از معتزله ومحدثين مدينه و كوفه
برخوردار بود . امام ششم ، آشكارا امتيازات زيد را منكر نشد ولى هرگز عمليات او را
نپذيرفت و اعتراضاتى نيز به عمل آورد شيعيان غيور و متعصب او را رها كردند و بيعت
خود را با امام صادق ( عليه السلام ) تجديد كردند . . . .
قيام زيد در ماه صفر 122 در عهد هشام بن عبد الملك صورت گرفت و با شكست
روبرو گرديد . بسيارى از پيروان او قتل عام گرديدند . يحيى پسر زيد دنباله ى فعاليت پدر
را گرفت و به منظور نجات و پيروزى هواداران مهاجر كوفى شيعه كه حجاج و ديگر امراى
اموى عراق آنان را به خراسان تبعيد كرده بودند به اين استان دور دست رفت ولى او نيز
به سال 125 هجرى پس از سه سال مبارزه و تلاش ، به همان سرنوشت پدر
مبتلا گرديد .
روش سلبى و منفى امام ( عليه السلام ) مبارزه با ستمگران و ظالمين و متعديان به حقوق
اجتماعى مردم بود . او هرگز اعتماد وركونى به ظالمين و ستمگران و تعدى پيشگان
نداشت و هرگز ألفت و موانستى بين او و ستمگران وجود نداشت از اينرو وجود او هميشه
در معرض خطر و تصادم و برخورد بود هميشه بين او و حكومت وقت بر خورد اصولى و
مكتبى وجود داشت نه حكومت مى توانست تنازل كند و تن به آراء او بدهد و محبت او را
جلب كند و نه او علاقه اى به ايجاد چنين روابط و محبتها و دوستى ها داشت . . . .
او چگونه مى توانست با حكومت وقت اموى يا عباسى سر سازش داشته باشد كه با
چشم خود مى ديد دهها نفر از عموزادگان و فاميل و علويان در مقابل چشمان نظاره گر او
در راه حمايت از مكتب كشته مى شوند و زندانها و سلولهاى انفرادى از وجود مخالفان
انباشته مى گردد ، قرآن از معاونت ستمگران نهى مىكند و پيامبر بزرگوار اسلام و اولياى
دين به شدت تحذير و جلوگيرى به عمل مى آوردند .
روش منفى و سلبى
سياست و راه و رسم اهل بيت عصمت ( عليه السلام ) در مقابله با ستمگران ، مبارزه است تا
حدودى كه مى توانستند و اگر امكان عملى نداشتند اصل تحريم همكارى و مساعدت و