تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
روز قيامت مىترسم ، روزى كه روى خود از محشر به سوى جهنم بگردانيد و كسى نباشد كه شما را از عذاب خداوند دور نگه دارد . اى مردم ! حسين ( عليه السلام ) را نكشيد ، زيرا خداوند عذابى بر شما مى فرستد و شما را هلاك مىكند و كسى كه بر خدا افترا ببندد ، زيانكار است " . پس از آن رو به سوى حسين ( عليه السلام ) نمود و گفت : " آيا به سوى پروردگار خويش نرويم و به برادران خود ملحق نشويم ؟ " فرمود : " برو به سوى كسى كه از دنيا و آنچه در آن هست ، براى تو بهتر است ، به سوى پادشاهى بى زوال و جاويد " . حنظله پيش آمد و شجاعانه جنگيد و بر سختى ها شكيبايى كرد تا كشته شد .

نماز ظهر عاشورا

وقت نماز ظهر رسيد . حسين ( عليه السلام ) به زهير بن قين وسعيد بن عبد الله دستور داد با نصف كسانى كه باقى مانده بودند مقابل او صف بكشند . حسين ( عليه السلام ) با ساير اصحاب نماز خوف خواندند . در اين موقع تيرى از سوى دشمن ، به سوى حسين ( عليه السلام ) آمد . سعيد بن عبد الله پيش رفت و در مقابل آن حضرت ايستاد و تيرها را به تن خود خريد ، تا آنكه از پا درآمد و به زمين افتاد و مى گفت : " خداوندا ! اين جماعت را مانند قوم عاد وثمود لعنت نما و سلام مرا به پيغمبر برسان و او را از زخمهايى كه بر بدن من وارد شده است مطلع كن ، زيرا مقصود من از يارى ذريهء پيغمبر تو ، اجر و ثواب تو بود " . پس از گفتن اين كلمات از دنيا رفت و چون بدنش را با دقت بررسى كردند ، غير از زخمهاى شمشير و نيزه ، سيزده چوبهء تير در بدنش نمايان بود . پس از آن سويد بن عمر بن ابى مطاع ، كه مردى شريف و كثير الصلات بود ، به ميدان آمد و مانند شير ژيان ، به جنگ مشغول شد و بر شدايد و سختىها صبر و شكيبايى فراوان كرد ، تا آنكه از فزونى زخمها در بين كشتگان به روى زمين افتاد و به همين حال بود و