تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
امتحان شوند و چه كسى در قبر من بخوابد ؟ در صورتى كه خداوند روزى كه زمين را مىگسترد ، آن را براى من برگزيده و پناه شيعيان و دوستان ما گردانيده است . اعمال ايشان را در آنجا قبول مىكند و دعاى آنان را در آنجا اجابت مى فرمايد . شيعيان ما در آن زمين مسكن مى كنند و براى آنها در دنيا و آخرت امان خواهد بود . ولى شما روز شنبه كه روز عاشوراست ، نزد من بياييد " . در روايت ديگرى نقل شده كه حضرت به آنها فرمود : " در روز جمعه كه من در پايان آن روز كشته مى شوم و ديگر كسى از اهل بيت و خويشان و برادران من باقى نماند و سر مرا براى يزيد مى برند ، نزد من حاضر شويد " . مؤمنين جن گفتند : " به خدا قسم اگر اطاعت امر تو واجب نبود ، با تو مخالفت مى كرديم و تمام دشمنان تو را پيش از آنكه به تو آسيبى برسانند ، مىكشتيم " . حسين ( عليه السلام ) فرمود : " به خدا قسم قدرت ما براى كشتن آنها بيش از شما است ، ولى نظر ما اين است كه بر همه اتمام حجت شود ، تا آنهايى كه هلاك مى شوند از روى " بينه " به هلاكت رسند و كسانى كه به سعادت مى رسند نيز از روى بينه بدان نائل شوند " . توقيف هديهء بحير بن ريسان سپس ، ابا عبد الله به راه ادامه داد تا منزل " تنعيم " رسيد . در آنجا قافله اى را ملاقات كرد كه هديهء بحير بن ريسان ، والى يمن را براى يزيد بن معاويه مى بردند . چون حاكم واقعى امور مسلمانها حسين ( عليه السلام ) بود ، هديه را گرفت و به شترداران فرمود : " هر كه مايل است با ما به عراق آيد ، كرايهء او را مىپردازيم و با او نيكويى مى كنيم و هر كه مى خواهد ، كرايهء مقدار راهى را كه آمده است بگيرد و باز گردد " . جمعى از آنان با حسين ( عليه السلام ) رفتند وعده اى هم امتناع نمودند و بازگشتند . آنگاه از آنجا گذشت تا در منزل " ذات عرق " وارد شد . در آن منزل ، بشير بن غالب را كه از عراق مى آمد ، ديدار كرد . از او پرسيد كه اهل عراق چگونه هستند ؟ گفت : " در دل ، تو را دوست دارند ، ولى شمشير