تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
برساند و به اين خاطر ، هتك حرمت خانهء خدا شود " . محمد بن حنفيه گفت : " اگر از اين امر بيمناكى به سوى يمن برو ، زيرا در آنجا محترم خواهى بود و يزيد هم نمى تواند بر تو دست پيدا كند . يا جايى از بيابان را اختيار كن و در آنجا بمان " . فرمود : " در اين پيشنهاد تو تأملى خواهم كرد " .

حركت كاروان حسين از مكه

ساعات آخر شب بود كه حسين ( عليه السلام ) از مكه حركت كرد و چون اين خبر به محمد بن حنفيه رسيد ، آمد و مهار ناقه‌اى كه امام بر آن سوار بود ، گرفت و گفت : " برادر جان ! مگر تو به من وعده ندادى كه در سخن من تأمل كنى ؟ " فرمود : " بلى " . عرض كرد : " پس براى چه در رفتن شتاب نمودى ؟ " حسين ( عليه السلام ) گفت : " پس از رفتن تو رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نزد من آمد و فرمود : " يا حسين اخرج الى العراق فإن الله قد شاء ان يراك قتيلا " اى حسين برو به سوى عراق زيرا خدا مايل است تو را كشته ببيند " . محمد بن حنفيه به او گفت : " انا لله وانا اليه راجعون . اكنون كه براى كشته شدن مى روى ، اين زنها را براى چه با خود مى برى ؟ " حسين ( عليه السلام ) گفت : " رسول خدا به من فرود : " ان الله قد شاء ان يراهن سبايا " خداوند مى خواهد اين زنان را اسير ببيند " . در اين موقع محمد بن حنفيه وداع كرد و رفت " .

تخلف محمد بن حنفيه از همراهى امام ( عليه السلام )

محمد بن يعقوب كلينى در كتاب " رسائل " از حمزة بن حمران ، نقل مىكند كه ما داستان خروج حسين ( عليه السلام ) و تخلف كردن محمد بن حنفيه را از همراهى او نقل مى كرديم ، در مجلسى كه امام صادق ( عليه السلام ) حضور داشت . به من فرمود : " اى حمزه ! حديثى براى تو بگويم كه بعد از اين مجلس ، راجع به محمد بن حنفيه چيزى از من سؤال نكنى ، و آن حديث اين است : چون حسين ( عليه السلام ) از مكه حركت كرد ، كاغذى طلبيد و در آن نوشت : " بسم الله الرحمن الرحيم . از جانب حسين بن على به طايفهء بنى هاشم .