تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
يا توهم هميارى ايشان با حسين را دارى ، بپردازى " .

عزيمت حسين ( عليه السلام ) به سوى عراق

حسين ( عليه السلام ) روز سه شنبه ، سوم ذيحجه و به قولى روز چهارشنبه ، هشتم ذيحجهء سال 60 هجرى ، پيش از آنكه از شهادت مسلم مطلع شود از مكه خارج شد ، زيرا حسين ( عليه السلام ) روزى از مكه بيرون آمد كه در همان روز مسلم به شهادت رسيده بود . روايت شده است كه چون حسين ( عليه السلام ) تصميم گرفت به سوى عراق برود ، مقابل جمعيت ايستاد و پس از حمد خداوند متعال و درود بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خطبه اى به اين مضمون ايراد فرمود : " مرگ بر فرزندان آدم حك شده است ، چون جاى گردنبند بر گردن دختران جوان . من مشتاق ديدن پيشينيان خويشم ، مانند اشتياقى كه يعقوب به ديدار يوسف داشت . سرزمينى براى كشته شدن من انتخاب شده است كه به آن خواهم رسيد و گويا مى بينم كه اعضاى بدنم را گرگهاى بيابان ، در زمينى بين نواويس و كربلا پاره پاره مى كنند تا شكمهاى گرسنهء خود را سير گردانند و انبانهاى خالى خويش را پر كنند . آرى ! از سرنوشت نمى توان گريخت . آنچه خداوند به آن خشنود است ، ما اهل بيت هم خشنوديم و بر بلياتى كه از جانب خدا باشد صبر مى كنيم و مى دانيم او مزد صابرين را به ما اعطا مىكند . ما كه پارهء تن پيغمبر خدا هستيم از او جدايى نداريم و در بهشت با او خواهيم بود . بدين گونه رسول خدا خشنود خواهد شد و به وعده اى كه خداوند به رسولش داده وفا مىشود . هر كس براى جانبازى در راه ما آماده است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود مىشود با ما بيايد ، زيرا به يارى خدا - انشاء الله - بامدادان از مكه خارج مى شويم " . گفتار طبرى ابوجعفر محمد بن جرير طبرى امامى در كتاب " دلائل الامامة " از ابومحمد سفيان بن وكيع ، از پدرش وكيع واو از " أعمش " روايت مىكند كه : ابومحمد واقدى وزرارة بن خلج گفتند :