تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
قبيلهء بنى اسد ، 16 سر . طايفهء مذحج ، 7 سر ، و ساير مردم 13 سر را به كوفه آوردند .

ورود اسيران به كوفه

راوى مى گويد : چون عمر بن سعد از كربلا دور شد ، جمعى از طايفهء بنى اسد آمدند و بر آن بدنهاى خون آلود و مطهر نماز گزاردند و آنها را در همان مكانى كه اكنون مشهور است ، به خاك سپردند . ابن سعد ، همراه با اسيران آل پيغمبر به كوفه آمد . اهل شهر براى تماشاى آنان اجتماع كرده بودند . راوى مى گويد : زنى از زنان كوفه از بالاى بام فرياد زد : " شما از اسيران كدام مملكت و كدام قبيله ايد ؟ " در پاسخ گفتند : " ما اسيران آل محمديم ( ص ) " . آن زن از بام فرود آمد و از خانهء خود براى آنها جامه وازار و مقنعه جمع كرد و به اهل بيت ( عليه السلام ) داد تا خود را بپوشانند . على بن الحسين ( عليه السلام ) در حالى كه بيمارى ، او را ضعيف و رنجور كرده بود و حسن بن حسن مثنى ( 1 ) - كه در كربلا براى يارى عمو و امام خود ، حسين ( عليه السلام ) زخمهاى شمشير و نيزه را به تن خريده بود ، ولى با آن جراحتها از ميدان جنگ زنده بيرون آمده بود - در بين اسيران ديده مى شدند . مصنف كتاب " مصابيح " روايت مىكند كه : حسن بن حسن مثنى روز عاشورا در برابر
هامش
1 . حسن بن حسن بن على ( ع ) ، معروف به " مثنى " ، جليل القدر و عالم و پرهيزكار بود . با دختر عمويش ، فاطمه دختر امام حسين ( ع ) ازدواج كرد . در كربلا در ركاب عموى بزرگوارش امام حسين ( ع ) حضور داشت و جنگيد و جراحاتى برداشت ، اما خداوند متعال او را شفا داد . مادرش خوله دختر منظور الفرازى است . وى حدود سال 90 ه‍ . ق در مدينه وفات يافت .