تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠

بخش سوم / حوادث پس از شهادت

. . . راوى مى گويد : عمر بن سعد ، سر مقدس حسين ( عليه السلام ) را عصر همان روز عاشورا توسط خولى بن يزيد وحميد بن مسلم ازدى به پيش عبيدالله بن زياد فرستاد و دستور داد سرهاى بقيهء اصحاب و جوانان بنى هاشم را از بدنها جدا كردند و همراه شمر بن ذى الجوشن وقيس بن اشعث وعمرو بن حجاج به كوفه فرستاد تا آنها را نزد ابن زياد ببرند . خود او روز عاشورا و روز يازدهم را تا ظهر در كربلا ماند . سپس با بازماندگان حسين ( عليه السلام ) به سوى كوفه حركت كرد و زنان را در ميان دشمنان ، با صورتهاى باز بر شتران بى هودج نشانيد . آنان را با اين كه امانات وودايع انبيا بودند ، چون اسيران ترك وروم با سخت ترين مصيبتها و اندوه‌ها به اسيرى بردند . شاعر چه نيكو سروده است : " بر پيغمبرى كه از طايفهء بنى هاشم مبعوث شده است صلوات و درود مىفرستند ، ولى با فرزندانش مىجنگند و اين امر يكى از عجايب و شگفتىهاست " . شاعر ديگرى نيز گفته است : " آيا كسانى كه حسين را كشتند ، اميد دارند كه در روز قيامت به شفاعت جدش نايل شوند " . روايت شده است كه سرهاى اصحاب حسين ( عليه السلام ) هفتاد و هشت سر بود و قبيله‌هايى كه در كربلا شركت كرده بودند ، براى تقرب به ابن زياد و يزيد بن معاويه ، آنها را بين خود تقسيم كردند : طايفهء كنده به سركردگى قيس بن اشعث ، 13 سر . قبيلهء هوازن به رياست شمر بن ذى الجوشن ، 12 سر . طايفهء بنى تميم ، 17 سر .