تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
نتواند داشت . ( 1 ) بدانكه مشهور آنست كه زيد در سفر عراق ملازمت ركاب عم خويش نداشت و پس از شهادت امام حسين ( عليه السلام ) گاهى كه عبد الله بن زبير دعوى دار خلافت گشت با او بيعت كرد و به نزد او شتافت از بهر آنكه خواهرش ام الحسن با عبد الله زبير ازدواج كرد و چون عبد الله را به كشتند خواهر خود را برداشته از مكه به مدينه آورد . ابوالفرج اصفهانى گفته است : كه زيد در كربلا ملازمت عم خود را داشت واو را با ساير اهلبيت ( عليه السلام ) اسير كرده به نزد يزيد فرستادند و از پس آن ، با اهلبيت به مدينه رفتند . صاحب عمدة الطالب گفته است كه زيد صد سال و به قولى نود و پنج سال و به قولى نود سال زندگى كرد و در بين مكه و مدينه در موضعى كه " حاجر " نام دارد وفات كرد . 2 . اما حسن بن الحسن ( عليه السلام ) كه او را " حسن مثنى " نيز گويند پس او مردى جليل القدر وشريف و صاحب فضل وورع بوده و در عصر خود متولى صدقات جد خويش أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بود وحجاج آنگاه كه از جانب عبد الملك بن مروان امير مكه بود خواست تا عمر بن على ( عليه السلام ) را در صدقات پدر با حسن شريك سازد ، حسن قبول نفرمود و گفت اين خلاف شرط وقفست حجاج گفت خواه قبول كنى يا نكنى من او را در توليت صدقات با تو شريك مى كنم ، حسن ناچار ساكت شد و در وقتى كه حجاج از او غفلت داشت بى آگهى او از مدينه به جانب شام رفت و بر عبد الملك وارد شد ، عبد الملك مقدم او را گرامى شمرد واو را احترام نمود و بعد از سؤالات چندى ، سبب قدوم او را پرسيد حسن حكايت حجاج را با شرح و تفصيل باز گفت عبد الملك گفت اين حكومت از براى حجآج نيست واو را جرئتى در اين كار نيست و من نامه اى براى او مى نويسم كه از شرط وقف تجاوز نكند . پس نامه اى در اين خصوص ، براى حجاج نوشت وحسن را صلهء نيكو داد و دستور مراجعت داد وحسن با عطاى فراوان و با إكرام خاص از نزد او بيرون شد . بدانكه حسن مثنى در كربلا در ملازمت ركاب عم خود حضرت امام حسين ( عليه السلام ) حاضر
هامش
1 . منتهى الأمال شيخ عباس قمى ج 1 ، ص 1 ، به نقل از ارشاد مفيد ص 177 ، چاپ دارالكتب الأسلاميه .