به جود وبخشش مشهور بودند و هر يك را لقب خاصى بوده است .
و اما از دختران امام حسن ( عليه السلام ) چند تن كه شوهر كردند نام برده مىشود :
نخستين : ام الحسن كه با زيد از يك مادر بود ، و به حبالهء نكاح عبد الله بن زبير بن
العوام درآمد و بعد از قتل عبد الله زيد او را به مدينه آورد .
دوم : ام عبد الله است كه در ميان دختران امام حسن ( عليه السلام ) ، به جلالت قدر وعظمت شأن
وبزرگوارى ممتاز بود واو زوجهء حضرت امام زين العابدين ( عليه السلام ) بود و از آنحضرت چهار پسر
آورد : امام محمدباقر ( عليه السلام ) وحسن وحسين وعبد الله الباهر . و ما در احوال حضرت باقر ( عليه السلام )
به جلالت مرتبهء ام عبد الله ( عليها السلام ) اشارتى نموده ايم .
سيم : ام سلمه است كه به قول بعضى از علماى نسابه به نكاح عمر بن زين
العابدين ( عليه السلام ) درآمد .
چهارم : رقيه است واو با عمرو بن منذر بن زبير العوآم ازدواج كرد . ( 1 )
اين تعداد از فرزندان گرچه امروز در اين روزگار كنترل نسل وتحديد وتقطيع آن
خيلى بيشتر به نظر مى رسد ولى در آنروزهاى نياز به اعوان وانصار ، حداقل تعدادى بود
كه خانواده ها در آرزوى داشتن آنها بوده اند چون زندگى نيمه شهرى آن روز وفلاحت و
كشاورزى وباغدارى در شهر مدينه ايجاب مى كرد كه در تأمين زندگى وتحصيل معاش
افراد واعضاى خانواده هر چه بيشتر بوده باشد بالخصوص جنگها وبرخوردهاى مكتبى با
قبيله اى هم ، هر ماه و سال جريان داشت پيروزمند فردى بود كه از نيروهاى يكدست و
متحد ومتفق برخوردار باشد . بر خلاف امروز ، در آن روزگار كثرت اولاد ، افتخار بود وقلت
آن إنكسار بود و ضعف وناتوانى .
هامش
1 . منتهى الأمال شيخ عباس قمى ج 1 ، ص 450 - 457 .