تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
عرب را عزيز و سربلند و افرادى را شريف و عزيز نمود خداوند متعال فرمود : " اين قرآن ذكرى است بر تو و بر قوم تو ! هنگامى كه خداوند متعال او را از مردم گرفت عرب در مورد خلافت او اختلاف و تنازع نمودند پس انصار گفتند اميرى از ما و اميرى از شما باشد قريش گفتند : " ما اولياء و وابستگان او هستيم پس در حكومت او منازعه نكنيد پس عرب اين حق را به قريش زيبنده دانستند در حالى كه ما بوديم و مائيم اولياء و نزديكان او تعجب نيست منازعه و كشمكش تو بدون حق . بارى أمير المؤمنين على بن ابيطالب ( عليه السلام ) هنگامى كه اجلش فرا رسيد مرا جهت اين كار ( خلافت ) قرار داد پس تقوى را در نظر بگير در مورد امت محمد ( صلى الله عليه وآله ) راهى را پيش گير كه خون آنان را حفظ كنى و امور آنان را به صلاح وسداد بكشانى . والسلام . ( 1 )

مباحثه و گفتگو در علم

خود از ديگرى بياموز و علم خود را نيز بياموز پس به اين ترتيب علم خود و مطالبى كه هنوز نمى دانى متقن نموده اى .

افراد قابل انتخاب

با افرادى رفت و آمد داشته باشى كه داراى ويژگيهاى زير باشند : يا احسان و نيكوكارى او را اميد داشته باشى يا از علم و دانشى او بهره گيرى نموده باشى يا بركت دعاى او را داشته باشى ، يا رحمى بين تو و ايشان وجود داشته باشد . ( 2 )

سخنى در محضر امام ( عليه السلام )

روايت شده است كه روزى على ( عليه السلام ) به فرزندش حسن مجتبى ( عليه السلام ) فرمودند بلند شو و سخنرانى انجام ده تا كلام تو را بشنوم . امام حسن ( عليه السلام ) به پا خاست و اين گونه سخن آغاز كرد : " ألحمدلله الذى من تكلم سمع كلامه ، و من سكت علم في ما نفسه و من عاش فعليه رزقه ، و من مات فإليه معاده ، اما بعد فإن القبور محلتنا ، والقيامة موعدنا ، والله عارضنا ، إن عليا باب من دخله كان مؤمنا ،
هامش
1 . إربلى ، كشف الغمه ج 2 ، ص 192 . 2 . منبع فوق .