تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
* ورود به بحث مورد نظر براى بيان ديدگاههاى والاى سياسى . * بيان حوادث دوران فترت و رسالت . * كلماتى در باب موقعيت ممتاز على ( عليه السلام ) . * شرح كوتاهى از توطئه ها بر ضد اهل بيت رسالت . * استيضاح رئيس دولت تحميلى وقت . * اقامه دليل و برهان از قرآن مجيد . * تهييج و جلب نظر حاضرين و مجتمعين * شكايت از آن بيدادگريها به پدر بزرگوار . درباره ء سخنان تكان دهنده و كلمات آتشين فاطمه ( عليه السلام ) آن سخنان عميق و ژرف بينانه و سرشار از بار مكتبى و دينى و طيف وسيع سياسى كه در آن روزهاى تاريك اسلام بر زبان زهراى اطهر ( عليه السلام ) جارى مى شد و مبارزه‌ايى عميق و پردامنه را بنيان مى نهاد ، در كتب و تواريخ متعدد ، مطالب و مسائل و نكته‌هاى پر شورى بيان شده است . از جمله درباره ء يكى از اين موارد ، عبد الله بن حسن ، با اسناد خود از پدران خويش روايت مىكند : هنگامى كه ابوبكر فاطمه زهرا ( عليه السلام ) را از حق مسلم خود ، در مورد مزرعهء فدك محروم و ممانعت نمود ، بانو فاطمه حجاب بر سر افكند و خود را با لباس كامل پوشانيد و با جمعى از زنان قريش و خدمتكاران خويش به سراغ ابوبكر رفت . او هنگامى وارد شد كه ابوبكر با جمعى از انصار و مهاجرين و ديگران نشسته بود . در آن جمع فاطمه ( عليه السلام ) از پشت همان پوشش و حجاب كامل اسلامى زبان گشود و سخن گفتن آغاز كرد . با كلماتى پر شور و لحنى لرزاننده چنان به حق و حقيقت و از حقايق مسلم سخن راند كه همهء حاضران در مجلس ابوبكر مات و مبهوت ماندند و از آن قوت بيان ، و قدرت استدلال ، در شگفت شدند . سخنانى كه تا آن روز هرگز سابقه اى نداشت و از كسى شنيده نشده بود : نه از قشر زنان و نه از قشر مردان معمولى و غير معصوم . آرى ، به راستى كه قلم ناتوان مى ماند و كاغذ اظهار عجز مىكند از اينكه بتواند قطره اى از درياى محاسن و مناقب و توصيف شخصيت ممتاز و بىبديل فاطمه ( عليه السلام ) را بيان كند . زبان و قلم ما انسانهاى ضعيف از وصف او عاجز و ناتوان است ، و به راستى كه در مورد شخصيت برجسته زهرا ( عليه السلام ) وآثار گرانبهاى آن حضرت ، تنها بايد خداى متعال