تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
بخش چهارم / مبارزات سياسى و اجتماعى فاطمه ( ع ) . . . اين شور شاعرانه و شعر حماسى نيست ، اين بيان شورانگيز يك دل شيدا و شيفته نيست ، اين جولان‌هاى يك قلم بى تاب نيست ؟ بلكه تنها بيان گوشه اى كوچك از اين حقيقت بزرگ است كه فاطمه زهرا ( عليه السلام ) در تمام حوزه‌هاى فرهنگ اسلامى و عرصه‌هاى دينى و مذهبى و سياسى احكام خدا و قرآن ، حضورى همه جانبه و فعال و قهرمانانه دارد . حضورى قاطع و سرنوشت ساز كه در هر گوشه از مكتب و مذهب ما ، به عنوان نقطهء عطفى باشكوه ، جلوه گرى مىكند و چون خورشيدى بى غروب و هميشه تابان ، نور مى افشاند . . . آرى ، آن دختر عفيف و پاكدامن ، آن بانوى معصوم و مظلوم ، آن بانوى بانوان بهشتى ، آن " مادر پدرش " كه دستى زخم آلود و شانه اى مجروح و لباسى كهنه و رنگ پريده از فرط كار و تلاش در خانه دارد ، ولى فزونى شرم و حجب و حيا مانع مىشود كه حتى از پدر خود تقاضاى كمك كند ، آن محجوب ترين و عفيف ترين زن عالم بشريت كه تلاش و زحمت در كنج خانهء پدر و سپس در خانهء شوهر و تربيت فرزندان پاك و بزرگوار و دلاور را بر هر چيزى و هر كارى ترجيح مىدهد ، آن پرده نشين حرم ستر و عفاف ملكوت كه چشم آفتاب از ديدن سيماى مقدس و نورانى اش محروم است ، در جاى ديگر و در هنگام ضرورت وقتى كه مبارزه و جهاد براى حفظ دين و حضانت كيان اسلام لازم مى آيد ، ناگهان بى باك تر از هر قهرمان ، پيشتازتر از هر سردار ، قدم به ميدان مى نهد و پرچم مبارزه را بر دوش مى گيرد و در صحنه‌هاى پيكار دينى و مذهبى و سياسى ، فرياد و خروش بر مى دارد و لرزه بر اندام دشمنان مى افكند . . . ناگهان آن زن پرده نشين عفاف و پاكى ، مبدل به قهرمان خستگى ناپذير صحنه ها ، و فريادگر بى امان مبارزات الهى در راه حق و حقيقت مى گردد و نام خود را در عرصهء پيكارهاى دينى و سياسى - كه در اسلام راستين هرگز از هم جدا نبوده اند - به اوج و قلهء قدرت و بى باكى مى رساند . . . آن زن هميشه مادر ، آن كه از زمان طفلى و خردسالى نيز وظيفهء مادرى را بر عهده گرفته و به عنوان " مادر پدرش " نامبردار شده بود ، آن دختر مبارز و مجاهد اسلام كه