تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
تو پيوسته است . اى رسول خدا ، شكيبايى من از مفارقت و جدايى برگزيدهء تو پايان گرفت ، و طاقت و توان من از رحلت او ، از دست رفت . ولى براى من ، پس از ديدن مفارقت و جدايى تو و سختى مصيبت واندوه مرگ تو ، شكيبايى بر اين مصيبت هم جا دارد ، در حالى كه من سر تو را بر لحد آرامگاهت نهادم و بين گردن و سينه ام جان از تنت خارج گرديد ( و بر چنان مصيبتى شكيبايى ورزيدم ) . ما همگى مملوك خدا هستيم و به سوى او باز خواهيم گشت . " اينك ، همانا اين امانت ( فاطمه زهرا ) ( عليه السلام ) پس گرفته شد و گروگان دريافت گرديد . ولى بعد از اين همواره در اندوه بسر خواهم برد و شب‌هايم به بيدارى سپرى خواهد شد ، تا آنكه خداوند براى من هم ، سرايى را كه تو در آن اقامت گزيده اى اختيار نمايد . و به همين زودى دخترت ، در مورد اجتماع و اتحاد امت تو در ستم به آن مظلومه ، به تو خبر خواهد داد . " پس ، تمام سرگذشت را از او سؤال كن و چگونگى رفتار آنان را با ما بپرس . اين همه ستمگرى از آنان بر ما وارد شد ، در حالى كه از رحلت تو دير زمانى نگذشته و ياد تو از خاطره ها محو نگرديده بود . " بر هر دو شما درود باد ، درود وداع كننده اى گريان و محزون ، نه درود خشمگينى رنجيده و دلتنگ . پس اگر برگردم و بروم نه از بى علاقگى است ، و اگر بمانم نه از بدگمانى است به آنكه كه خداوند به شكيبايان و بردباران وعده داده است " . ( 1 ) گفتار مسعودى درباره ء رحلت فاطمه ( عليه السلام ) مسعودى ، صاحب " مروج الذهب " مىنويسد : وفات حضرت فاطمه ( عليه السلام ) در سال 11 هجرت بود ، وعلى ( عليه السلام ) در اندوه فراق او ، اين اشعار را زمزمه مى كرد : لكل اجتماع من خليلين فرقة * وكل الذي دون الفراق قليل وان افتقادي فاطما بعد احمد * دليل على ان لا يدوم خليل ( 2 ) ( پيوند هر دو دوست جدائى دارد آنكه فراق و جدائى نداشته است بسيار نادر است از دست دادن فاطمه پس از درگذشت دوست و برادرم " احمد " بهترين دليلى است كه دوستى پايدار نخواهد ماند ) . باز از آن حضرت نقل شده است :
هامش
1 . نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 663 ، كلام 193 . 2 . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 297 .