سخن مسرور و خوشحال شدم و خنديدم . ( 1 ) اين آرزوى قلبى فاطمه ( عليه السلام ) خيلى زود بر
آورده شد و آن بانوى بانوان بهشتى ، خيلى زود ( به قولى هفتاد و پنج روز پس از رحلت
پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ) دعوت حق را لبيك گفت و به لقاء محبوب و معبود خود پيوست .
اما آنچه در رحلت فاطمه ( عليه السلام ) دردناك و جانگداز است ، رحلت او در عنفوان جوانى ، و
چگونگى رحلتش در پى سقط جنين و آسيب ديدن پهلوى مباركش ، و نيز نوع به خاك
سپرده شدن اوست كه در غربت و تنهايى ، در شبى سياه و دور از انظار و در حالتى
صورت گرفت كه خيل دوستدارانش حتى نتوانستند اشكى بر مزارش بيفشانند . . .
تشييع كنندگان فاطمه ( عليه السلام ) در دل شب
فاطمه زهرا ( عليه السلام ) كه پيش از رحلت ، مدتى را با پهلوى شكسته و تن رنجور و تب آلود بر
بستر افتاده و با درد و رنج دست و پنجه نرم كرده بود ، طبق وصيت خويش ، شبانه و دور از
انظار معاندان بد دل و كينه توز دفن گرديد . در تشييع او جز شوهر بزرگوارش على ( عليه السلام ) و
فرزندان دلبندش حسن و حسين ( عليه السلام ) وعمار ، مقداد ، عقيل ، زبير ، سلمان و تنى چند از
بنى هاشم ، كس ديگرى حضور نداشت . اين نوع تشييع ، كه در سكوت و خاموشى و در
واقع به طور پنهانى صورت گرفت و در جهان اسلام سابقه نداشت ، حاكى از مظالم و
تعدياتى بود كه در همان مدت كوتاه پس از رحلت رسول خدا ، از سوى جاه طلبان و
منفعت پرستان بر بنى هاشم اعمال گرديده بود . همين تشييع بى سر و صدا و مظلومانهء
فاطمه ( عليه السلام ) خود سمبل و مرز اين مظالم و تعديات بود و نشان مى داد كه ستمگرى و جفا
كارى با خاندان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، تا جايى رسيده است كه دختر محبوب او را نيز
مى بايست در سكوت وانزوا به خاك سپرد ، تا مبادا از سوى معاندان ، تعرض و تعدى
تازه اى صورت گيرد . . .
درد دل على ( عليه السلام ) با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله )
على ( عليه السلام ) ، به هنگام دفن همسر عزيزش ، با قلبى شكسته و دلى دردمند ، آهى پرسوز از
سينه بركشيد و با اين كلمات جانسوز رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را مورد خطاب قرار داد :
" درود بر تو اى رسول خدا ، از من و از دخترت كه در جوار تو فرود آمده و چنين زود به
هامش
1 . روضة الواعظين فتآل نيشابورى ، متوفى 508 ، ص 181 .