استاد اين را كه گفت به سوى حرم حركت كرد . من نيز با درسى كه از استاد فرا گرفته
بودم وارد حرم مطهر شدم .
دوست عزيز ما ادامه مى داد و بر گفتهء خود از صميم قلب عقيده داشت كه : آن روز
طبق نسخهء طبيب معالج و ماهرم رفتار كردم و روش درمان او را مو به مو به اجراء
گذاشتم . . . بر اثر همين عمل و با اجراى همان نسخهء واحده ، درد مزمن و چندين ساله و
عذاب آورم معالجه شد ، و من با استفاده از مهر و علاقه مادر و فرزندى زهرا ( عليه السلام ) و امام
رضا ( عليه السلام ) شفا و نجات يافتم و از آن زمان به بعد ، خاطره ء لذت بخش آن شفاى عاجل براى
هميشه در قلب و خاطرم باقى مانده است " .
تاكنون هزاران هزار نفر ، با قلبى دردمند وارد حرم مطهر امام رضا ( عليه السلام ) شده ، و چارهء
مشكل و علاج درد و حاجت زندگى خود را ، توسط آن حضرت از خداوند متعال استدعا
كرده و به خواست خود نيز رسيده اند . و اكنون به جرأت مى توان گفت كه شايد بيشتر آن
افراد كسانى بوده اند كه از همين روش استفاده كرده و حضرت را به مادر محبوبش
سوگند داده اند .
امام جواد ( عليه السلام ) و ياد مادر
امام جواد ( عليه السلام ) ، فرزند برومند پدرى بزرگوار چون امام رضا ( عليه السلام ) است و در مكتب تربيتى او
پرورش يافته ، و طبيعى است كه عشق و علاقه به مادر عزيز را نيز از چنان پدرى آموخته
و به ارث برده باشد . آرى شور شفيقانه و مهر خالصانهء امام جواد ( عليه السلام ) نسبت به مادرش
نيز ، همواره شعلههاى سركش داشته و ورد زبانها بوده است .
در بيان اين شور و عشق و گرماى مهر و عاطفت ، گرچه سخن بسيار گفته شده ، اما
براى نمونه كافى است به حديث كوتاهى كه صاحب سفينهء البحار نقل كرده است توجه و
اكتفاء كنيم . در آن حديث آمده است :
" امام جواد هر روز ، موقع زوال روشنايى آفتاب ، به مسجد نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله ) در مدينه
مى آمد و صلوات و درود بر پيامبر اسلام مى فرستاد و مشام جان خويش را از ياد جد
برزگوارش معطر مى ساخت .
سپس به سراغ خانهء مادرش فاطمه زهرا ( عليه السلام ) كه در همان نزديكى قبر پيامبر ( صلى الله عليه وآله )
است مى رفت . با سرى پرشور و قلبى پر تپش ، و در نهايت ادب و احترام ، ابتدا كفش ها را