تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
هنگامهء بيدادگرى و ستمكارى به حال خود رهايش كرديد ، با آن كه شما را توانايى آن هست كه مرا در اين كار يارى دهيد ، و به احقاق حق من قد علم كنيد ، و در به دست آوردن حق مسلمى كه در طلبش سخت مىكوشيم يار و ياورم گرديد . " شايد فكر مى كنيد كه ديگر محمد ( صلى الله عليه وآله ) مرده است ( و چون او خود در اين جهان خاكى وجود ندارد دفاع از حقوق اهل بيت و فرزند او نيز موضوع و موردى ندارد و در جايى حساب نخواهد شد . واى كه اگر چنين انديشه اى داريد ، بدا بر حال شما . آرى رحلت پدرم از اين دنياى دون دنيا داران ( كه پدرم كمترين دلبستگى و علاقه اى بدان نداشت ) به راستى كه فاجعه اى سخت و سهمگين بود : فاجعه اى كه بر همه جا غبار غم باشيد ، فقدانى كه جايش هرگز پر نمى شود ، و شكافى كه ديگر هرگز جبران نخواهد شد . با غيبت او ، پهنهء گيتى در لجهء سياهى فرو نشست ، و در مصيبت وفات او اختران آسمان نقاب كسوف بر چهره كشيدند . اميدها در نوميدى نابود شد و كوهها از هم فرو ريختند . حريم ها از ميان رفت و حرمت ها تباه شد . . . آرى ، فقدان او همان بلاى بزرگ و آن مصيبت عظمى بود كه بر ما فرود آمد ، همان كه هيچ فاجعه اى به پايهء آن نمى رسد . ليكن پيش از اين ، قرآن خدا جل شأنه ، آن را به صراحت ياد كرده و به روشنى پيش بينى نموده وشما نيز آيات مربوط به آن را ، چون ساير آيات قرآن مجيد ، در ايوان خانه‌هايتان شب ها و روزها ، به الحان مختلف و با روش‌هاى گونه گون تلاوت و خوانندگى ، بارها و بارها قرائت مى كرديد . پيش از او ، انبياء ديگر و پيمبران پيشين نيز با واقعيت آن ( مرگ ) روبرو شده و در برابرش تسليم گرديده بودند . چرا كه مرگ ، حقيقتى روشن ، واقعيتى گريز ناپذير ، سرنوشتى محتوم و حكمى است قاطع . " و محمد جز پيامبرى نيست كه پيش از وى نيز پيامبران آمده اند و در گذشته اند ، پس اگر بميرد و يا كشته شود ، آيا ( از راه خدا و از دين وآئين الهى ) باز پس مى گرديد ؟ و هر كس كه باز پس گردد ، هرگز خداوند را زيانى نرساند ( كه او از شما بى نياز است و اين شما هستيد كه همگى به دو نيازمند و محتاجيد ) و ليكن سپاسگزاران ( و مؤمنان و ادامه دهندگان راه حق ) را ، خداوند متعال پاداش خواهد داد " ( آيه كريمه ) .