تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و راه راست نمود . با آنكه او خود مبتلا به ددان مردمى صورت و گرگ سيرتان عرب و سركشان از اهل كتاب بود ، هرگاه و بيگاه كه آتش جنگى مىافروختند ( تا شايد آن انوار الهى را خاموش سازند ) خداوند متعال ، خود ، آن آتش را خاموش مى گردانيد . در آن هنگام هنگامه ها و بحبوحهء نامردمى ها و تبهكارى ها ، هر دم كه شاخ شيطان از پنهانگاه پليد خود بر مىدميد ، و يا هرگاه كه اژدهايى از مشركين دهان مىگشود و آتش مىافكند ، پدرم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، بىدرنگ برادر خود " على " را در كام آن اژدهاى آتشين مىافكند و به مبارزه با آن شاخ شياطين گسيل مىداشت . او نيز ( به فرمان پسر عم و برادر و رهبر و مربى خود دلاورانه پيش مىتاخت و آنگاه ) مادامى كه با مشت مردانهء خود آن را له و نابود نمىكرد و از آب تيغ بران خود آتش آن را نمىنشانيد ، دست بر نمىداشت و آرام و قرار نمىگرفت . چرا كه او فرسوده و رنج‌برده‌اى در راه حق ، و سخت كوش در طريق انجام فرمان خدا بود . خويشاوندى نزديك ( و از همه نزديك‌تر ) به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، و سرورى بر اولياء و دوستداران پروردگار بود . همواره دامن كوشش به كمر زده داشت ، نصيحت گرى جدى و پندآموزى ساعى بود . در حالى كه شما در آن احوال پر مخاطره در رفاه و عيش غنوده بوديد و در مأمنى بى دغدغه با يكديگر به شوخى و مزاح مىگذرانيد به انتظار آن كه حوادث بد روزگار بر سر ما فرود آيد و گوش خوابانده بوديد كه اخبار از اين گونه دربارهء ما بشنويد . در آن احوال پشت به كارزار مىكرديد و از نبرد ( در راه حق و حقيقت ، و اصالت و شرافت انسانى ) مىگريختيد .

پس از رحلت رسول خدا ( عليه السلام )

اما همين كه خداوند ، خانهء جاويدان انبياء و مأواى هميشگى برگزيدگان خويش را براى آخرين پيامبر خود اختيار كرد ، به ناگاه دشمنى ونفاق پنهان شما آشكار شد و جامهء دين به كهنگى گرائيد . خشم فرو خورده ء گمراهان به سخن آمد ، و گمنام مردمان بى مايه دعوى نبوغ كرد ، و ناز پرورده ء تبهكاران صدا در گلو انداخت ، و در صحن خانه‌هاى شما به جولان آغاز كرد . . . آرى ، شيطان سر خود را از سوراخ بدر آورد وشما را به سوى خود آواز داد . دريغا ، شيطان ديد كه دعوت او را به چشم قبول مىنگريد و پاسخ مى گوئيد ، و در او به نظر عزت و احترام مىنگريد . پس ، از شما خواست كه به پاى خيزيد ، و ديد كه چه
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 381 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي