تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
دشمن مشترك ، يگانه و متحد و متفق گردد . تو خود نيز در مورد همه مهربان و صميمى باش ، چون محبت و صفا و صميميت تو ، دلهاى آنان را به سوى تو جلب مىكند . بهترين چيزى كه مىتواند موجب چشم روشنى و سرافرازى واليان و فرمانداران شود ، اين است كه : در شهرها و ايالات ، عدالت حكمفرما شود ، تا كينه ها فرو نشسته و موجب شكوفايى محبت و مودت ملت گردد . و آن ، هنگامى است كه سينه ها از كينهء فرماندار خالى گردد و او را با محبت احاطه كنند و از هر گزندى دور و مصونش دارند . نه آنكه فرمانروايى را بر خود تحميلى بپندارند ووجود او را سنگين و غير قابل تحمل احساس كنند و آرزو داشته باشند هر چه زودتر ، دوران حكومتش سپرى شود . تو ، به تجلى آمال و آرزوهاى آنان فرصت و ميدان بده ! در تحسين و تشويق و شكوفاندن استعدادهايشان سعى و كوشش كن . گرفتاريهاى مردم را حل كن و بدان كه تشويق و تعريف از كارهاى نيك ملت ، باعث تحريك روح شجاعت مى گردد و براى افراد تنبل و تن پرور نيز محرك و برانگيزاننده مىشود . و در مورد هركس رنج و زحمتى را كه متحمل شده است در نظر بگير . رنج كسى را به ديگرى نسبت مده و از هر كسى به اندازه‌ايى كه زحمت كشيده است قدردانى كن . هرگز نبايد شرف و بزرگوارى يا شهرت فردى ، تو را وادارد كه بيش از اندازهء فعاليت او ، تقديرش كنى ، يا گمنامى و ضعف ظاهرى كسى باعث شود كه كار و فعاليت او را كوچك و ناچيز به حساب آورى . اى مالك ! براى حكومت و قضاوت در ميان مردم ، فردى را برگزين كه بهترين و شايسته ترين مردم باشد . كسى كه كارها را در تنگنا قرار ندهد ، و سر و صدا و مجادلات طرفين دعوى ، او را به بد خلقى و از دست دادن تعادل خود و اندارد . اگر لغزشى از او سر زد ، زود متوجه شود و بر اشتباه خود اصرار نورزد . هنگامى كه حق را شناخت ، در پذيرفتن آن عناد ولجاج به خرج ندهد و خود را در محظور نبيند . نفس خود را در معرض طمع ورزى و پشت همتى قرار ندهد . مسائل را سرسرى و بى اهميت تلقى نكند ، بلكه دقت و عمق بيشترى در مسائل به خرج دهد . در امور شبهه آور ، آن قدر توقف كند كه حقيقت بر او روشن شود ، و پيش از آن اقدام ، خوددارى كند . از مراجعه به طرفين دعوى هيچ گاه دلتنگ و خسته نشود و در كشف حقيقت بسيار بردبار باشد .