تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اهريمن نفس همواره افسون مىكند و آدمى را به ناشايست ها واميدارد و جز در سايه لطف و پناه خدا كسى را از وسوسه آن ايمنى نيست " . " اى مالك ! آيا مى دانى سرزمينى كه اكنون تحت حكومت و سيطره تو در آمده است ، كجاست ؟ آنجا كشور مصر و سرزمين فراعنه و بارگاه فرمانروايان بزرگى است كه فراخناى جهان در جولان كميت ايشان ، مى دانى تنگ و نارسا بود . سرزمين مصر ، در تاريخ طولانى خود ، حكمفرمايان دادگر و پادشاهان ستمگر فراوان ديده است . آگاه باش كه تاريخ روزگار ، نام تو را در عداد بيدادگران ، به ننگ وعار ثبت نكند " . " اى مالك ! آنطور كه تو در كار پيشوايان پيشين خود نگران بودى و مراقب رفتار آنان مى شدى ، مردم نيز رفتار تو را با دقت بيشترى مراقبت مى كنند ، و از كار و كردار تو غافل نخواهند بود . آنچه تو در باره آنان مى گفتى سعى كن كه مردم درباره تو نگويند . بر كارهاى نيكوكاران از گفت و گوهايى كه بر زبان بندگان صالح خدا جريان پيدا مىكند ، مى توان پى برد . براى روزگار سخت آخرت ، چه ذخيره اى بهتر از نيكوكارى مى توان توشه ساخت ؟ كدام پس اندازى از عدل و داد براى فرمانروايان و حكام پر ارزش تر و بهتر خواهد بود ؟ پس بر غضب و شهوت خويش مسلط باش ، و از آنچه بر تو حلال نيست ، سخت پرهيز كن و نسبت به خواسته‌هاى افراطى نفس انسانى ، اعراض نما ، خواه مكروه باشد يا محبوب " . " آه ، مالك ! با توده‌هاى ملت مهربان باش و به عطوفت و مهربانى با آنان رفتار كن و با قلب سرشار از عطوفت به كارها و امور آنان بنگر مبادا نسبت به آنان در لباس چوپانى ، گرگى خونخوار باشى و استثمار و بهره بردارى از آنان را مغتنم شمارى ! اى فرمانرواى مصر ! فرمانبرداران تو ، از دو صنف بيرون نيستند : يا مسلمان هستند كه با تو در آئين و دين برابر و يكسانند و همچنان كه تو را در زندگى لغزشى در پيش است آنان نيز بدون لغزش و خطا نخواهند بود . پس بايد تو فرمانروا ، با آن ديده در آنان بنگرى كه انتظار دارى خداوند با آن نظر در تو بنگرد . اى مالك ! تو بر مصر حكومت مى كنى وامير المؤمنين بر تو . ولى پروردگار بى همتا بر همگى ما و بر سراسر وجود و هستى حكومت دارد . او كه ما را پيشوا و والى بر بندگان خود