اسلام بروز كرد لقب " حيدر كرار " بيش از هر جنگ ديگرى با ماهيت راستين
وجودى اش تطابق و تجلى نمود ، خطاب به " مرحب " ، پهلوان نامدار قلعههاى يهود ،
مى گويد :
أنا الذي سمتني امي حيدرة ضرغام آجام وليث قسورة ( 1 )
آرى ، ولادت اين حيدر كرار و اين شير صحنههاى اجتماعى و انسانى ، افتخار است
خاندان بنى هاشم را . كه مفخر عالميان ، آخرين پيامبر خداوند منان ، از آن برخاسته
و نور به عالم وآدم بخشيده بود ، تكميل كرد . چرا كه از يكسو ، ولادت او در خانهء كعبه ، در
حريم كبرياى الهى ، افتخارى بود كه تا آن روز براى هيچكس و در هيچ موقعيت
و شرايطى عملى نشده بود و پس از آن نيز ، چشم روزگار هرگز مانندش را نديده و از سوى
ديگر ، در تمام عمر باشكوه سراسر عشق و ايمان ، در دفاع از حريم همان كعبه اى كه
زادگاه وى و پيوند گاهش با خداى حى توانا بود ، و نيز در راه سربلندى آرمان مقدس
خويش و در مسير هدف صاحب كعبه زيست ، و باز از ديگر سو ، سرانجام در محراب
مقدس خانهء خدا ، روى به سوى حرم كعبه ، در راه صاحب و معبود كعبه ، به فيض شهادت
و به لقاء الله شتافت ، از نور بر آمد و به سوى نور روان شد .
اين ، تصويرى هر چند كوتاه و بسيار نارسا ، از ولادت با سعادت امام راستين ، بود كه ما
آن را مرحلهء نخست ، از زندگى سراسر شكوه و عظمت امام نخست ناميديم .
اينك ، به تصوير كوتاه ديگرى از مرحلهء دوم مى پردازيم ، كه گفتيم ، با مرحلهء اول ،
پيوندى ناگسستنى و انكار ناپذير دارد ، مرحله گذران دوران كودكى و نوجوانى و بالندگى ،
در خانهء رسول خدا .
رشد و نما در مكتب پر فروغ الهى
فرزند ابى طالب ، دوران كودكى را در خانهء پدر مىگذرانيد و در سايهء عطوفت و نوازش
مادر ، و مهر و بزرگوارى پدر ، دوران رشد و نماى خود را پشت سر مى گذاشت . در آن سالها ،
او نيز با ديگر برادران عزيزش : طالب ، جعفر و عقيل ، در يك خانه ، زير يك سقف
هامش
1 . من آن كسى هستم كه مادرم مرا " حيدر " ناميده است : شير بيشهها واژدرافكن صحنه ها . . . .