عبد المطلب
عبد المطلب فرزند هاشم نخستين جد پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) زمامدار و سرشناس و رئيس
قريش بود و در سراسر زندگى اجتماعى خود ، نقاط روشن و برجستهاى وجود دارد ، او را
" شيبة الحمد " مى گفتند . او از پرستش بتها بر كنار بود و خدا را به يگانگى مى شناخت و به
نذر و عهدش وفا مى كرد و سنتهايى را مورد عمل قرار داده بود كه بيشتر آنها بعدها در
تعاليم قرآن تيز ديده شده و در سنت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) پذيرفته شد . او چند سال از برادرش
عبد شمس كوچكتر بود ولى به شرافت و فضيلت اشتهار داشت ، و مردم قريش او را از فرط
بخشش وجود " فيض " مى ناميدند و كسى هرگز به خيال رقابت با او نبود .
حفر زمزم
از روزى كه چاه زمزم پديد آمد قبيلهء " جرهم " گرد آن فراهم آمدند و ساليان درازى كه
حكومت مكه را به عهده داشتند از آب آن بهرهمند بودند ولى بر اثر رواج تجارت و شيوع
خوشگذرانى مردم ، و مسامحه و بى بند و بارى آنان ، كم كم كار به جايى رسيد كه آب زمزم
خشك شد ، عبد المطلب چاه آن را پيدا كرد و به كمك فرزند خويش " حارث " به حفر آن
اقدام نمود تا به آب رسيد و دو آهوى طلا و چند شمشير پر قيمت ، پديدار شد ، مردم
قريش خود را در اموال به دست آمده شريك مى دانستند ، عبد المطلب راضى نشد و بر اثر
اختلاف نظر ، كار حفر زمزم مدتى متوقف شد ، ولى سرانجام پس از پايدارى عبد المطلب ،
قريش كنار رفتند وعبد المطلب حفر زمزم را به پايان رسانيد و با فروش شمشيرها ، درى
براى كعبه ساخت و آهوهاى طلا را زينت آن درب قرار داد . ( 1 ) داستان نذر عبد المطلب
چون از اعتبار لازم برخوردار نيست از آنرو نياورديم چون در آن داستان ، عادات جاهلى
قبل از ابراهيم ( عليه السلام ) ديده مىشود در صورتى كه عبد المطلب خود از اوصياى آن پيامبر
عظيم الشأن بود .
عبد المطلب
عبد المطلب يكى از نمونههاى بارز اين نوع شخصيتهايى است كه فراتر از محيط خود
هامش
1 . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 206 - سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 45 .