قصى
جد چهارم پيامبر اسلام است . مادر او فاطمه با كلاب ازدواج كرد و دو فرزند به نام زهره و قصى آورد . هنوز دومى در گهواره بود كه شوهرش كلاب درگذشت وى مجددا با مردى به نام " ربيعه " ازدواج كرد و همراه شوهر و فرزندان خود به شام رفت چون از سرزمين پدرانش گذشت قصى ( دور شده ) ناميدند . ( 1 ) قصى از حمايتهاى ناپدرى خود بهرهمند بود تا آنكه ميان قصى و قبيله ناپدرى اش اختلاف پديد آمد مردى از بنى عبده به او گفت كه به قوم خويش ملحق شو تو از ما نيستى گفت مگر من از كدام قبيله ام ؟ گفت : از مادرت بپرس . قصى از مادرش سوال كرد ؟ و او گفت تو هم خود و هم پدرت از حيث نسب از او بزرگوارترى ، تو فرزند " كلاب بن مره " هستى قوم و اجداد تو از نزديكان كعبه و از خدمتگزاران حرم بودند قصى تا رسيدن ماه حرام صبر كرد و آنگاه با حاجيان " قضاعه " به مكه آمد . او پس از ورود به مكه و اقامه در آن در اثر لياقت و استعداد و شايستگى كه در كارها از خود نشان مى داد برترى وتفوق خود را بر مكيان و بر قبيلهء قريش ثابت نمود ، و زمانى نگذشت كه مناصب عاليه قبيله اى مانند : حكومت مكه و كليددارى كعبه را ، حيازت نمود سپس علاوه بر منصب كليددارى رفادت ( 2 ) ، سقايت ( 3 ) ، ندوه ( 4 ) ، لواء ( 5 ) را نيز به دست آورد ، و = + * * * + =