8 - حياء نداشتن : در مقابل حركات ناشايست و اعمال زشت و كارهاى نامشروع و نامناسب كه كاملا بىپروا و بىباك باشد ، و هيچ گونه آداب و ظواهر احكام و برنامهء دينى و اخلاقى را رعايت نكند .
9 - افتخار : روى عناوين و جهات دنيوى و امور مادى افتخار و مباهات نمودن ، و خود را به ديگران امتياز دادن و بالا بردن .
10 - سستى كردن در مقام عمل : كه به دانستهء خود عمل نكند ، و از علم خود نتيجه و ثمر عملى نگيرد ، و روش و كردار او بر خلاف علم او باشد .
حضرت عيسى ( ع ) فرمود : شقىترين و بدترين مردم آن كسى باشد كه در ميان مردم با علم و فضل شهرت پيدا كرده ، ولى در مقام عمل مقصر و سست و مجهول باشد .
[ ( شرح ) ]
منظور از علما آنانى هستند كه در رشتهء علوم دينى و معارف الهى دانا و بصير باشند ، و البته از نظر پروردگار متعال ؛ عالم آن كسى است كه نسبت به حقايق امور و معارف الهى و لطائف و اسرار سير و سلوك به سوى حق و كمال ، دانا و آگاه باشد .
و اما علما در علوم طبيعى ( طبيعيات ، رياضيات ) : از نظر الهى و حقيقت ، از موضوع بحث خارج هستند ، زيرا اين علوم ارتباطى با كمال انسان و تكميل نفس و روحانيت ندارند ، و برگشت آنها به تحصيل امور مربوط به زندگى دنيوى و عيش مادى است . و ما متاع الحيوة الدنيا في الآخرة الا قليل .
از اين لحاظ ديده مىشود كه : اكثرى از دانشمندان در علوم طبيعى از علم به وظايف فيما بين خود و خدا غفلت دارند ، و بلكه از پروردگار جهان نيز كه مبدء فيوضات و خالق همهء موجودات مىباشد غافل هستند ، و بالاتر آنكه براى انسان كمالى بالاتر از مرتبهء حيوانيت قائل نشده ، و هيچ گونه توجه به حقايق جهان و ما وراء عالم ماده و محسوس نداشته ، و زندگى انسان را در همين محيط مادى و بسيار محدود ديده ، و از زندگى حقيقى او كه مليونها مرتبه عالىتر و وسيعتر و بهتر و لذيذتر است محرومند . و قيد ديگر در مفهوم علما ؛ آنكه در رشتهء خود به مرحلهء يقين و اطمينان رسيده ، و دانستنيهاى خود را به مرحلهء اجراء و عمل آورده ، و صد در صد در اثر صفا و نورانيت و طهارت قلب ؛ به حقايق و اسرار و معارف الهى آگاه باشند ، و در اثر همين نورانيت و يقين به صفات عظمت پروردگار متعال ، پيوسته در حال
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٧٧